|
عـشق بـيــــــــــدار
| ||
|
فاطمه بهر شفاعت گر درين دنيا نبود اين بساط زندگاني در جهان بر پا نبود
زن یکی از خطاهای قشنگ طبیعت است. زنان یار مردان جوان، رفیق مردان کامل و دایه ی مردان پیرند.
گـويمت اي پـــسر شــتاب كـن بـهر خـود يك دخـتر انتخـاب كـن بشــنو، قـطع غـم و اضـطراب كـن بـهــر ايـن بــاغ فـكر آب كـن صحبت ازگــراني و بيكاري كـرديم دشمنان را اخـراج به خـواري كـرديم اما باورم نيست كار بر چوب و چماق رسد مـوسـم هجـــر يـار و درد فــراق رسـد بر روي سرخ عليرضا عارض شده از كبودي بر او زنند طـعنه يك دسته از حـسودي دل ميخورد از غـصّه اين دختران افسوس از زندگي خويش سراسر شده مايـوس از فـكر كنكور ، به مذلّت شده مـانـوس با غـرّش مـادر به كُنجي شده محـبوس دخترم درس بخوان فصل امتحـان است زين سبب مادر تا ابد مسرور و خندان است شوهر خوب چو قند و شكر است اي دختر وَر نَـه خلقت زن بي ثمر است اي دختر اين رعيّت چه نمودست كه جدا از نظر است عايدي زحمتشان نعمت خوان دگر است شـیدا كِشد نـعره كه قـانون خـدا كو آنكس كه دهد گـوش بـه عـرض فُـقرا كو زن بـود واجب بـراي زنـدگي روشـن از زن شد سَـراي زنـدگي حق نهـاد از وي بنـاي زنـدگي هست دنـدان آسـياي زنـدگي مي شود زن باعث طـول حـيات زن بـود شـيرين تر از نُقل و نَبات زن تـو را در خانه يـاري مي كند زن بـرايت خانـه داري مي كند گَـرنَيـايي بي قـراري مي كند گَـر بِمـيري آه و زاري مي كند زن براي تو مَـرارت مي كشد روز و شب در خانـه زحمت مي كشد زن نمي گيري مگر ديـوانـه اي گر نگيري زن ز ديـن بيـگانه اي اين سخن را خوب يـاد از من بگير زن بگـير و زن بگير و زن بگير خوب حالا چند جک ویژه روز مبارک زن مرگ دست خداست زنها فقط وسیله اند ادبیات زنان هنگام زمین خوردن همسرشان در دوران نامزدی :الهی بمیرم چیزیت که نشد؟ سال اول ازدواج :عزیزم بیشتر مواظب باش؟ سال دوم ازدواج :مگه کوری ؟ جلو پات رو نگاه کن؟ سال سوم ازدواج :آخیش دلم خنک شد؟ فدایت ای گل زیبای هستی نمیدانم کجا بی من نشستی قشنگیهای فردایم تو هستی یگانه گنج دنیایم تو هستی قسمتی از نامه چوپان درغگو به همسرش به مناسبت روز زن زن چیـست؟؟؟ موجودیست دو زیست با شباهت بسیار به انسان ( دوزیست چون به راحتی میتواند خود رابه زندگی با شرایط سخت و زندگی آسان ومرفّه، وِفق دهد)این موجود به زندگی شهر نشینی بسیار علاقمند است و به تغییر دکوراسیون منزل سماجت بخرج می دهد این جاندار لاغر وضعیف الجثّه ؛ پس از جفت گیری و یا همون ازدواج دو الی سه برابر اضافه وزن پیدامی کند و بسیار خشن و خطرناک می شود. و گرچه از دسته پستانداران است و لی بهبچّه های خود شـیر نمی دهند و برای رفاه و آسایش خود از قوطی های حاوی شیر خشکاستفاده می نُماید.نوع ایرانی آن بسیار شِـکمو ؛ مـغرور وجـاه طلب و عاشق ریـاست و خودنمایی است و بجای جلب رضایت شوهر ، دائم در فکر و اندیشه ی کارها و رفتاریست که در نظر دیگران خوب و با حال جلوه کند. ( بعبارتی پُز دادن آفت جان و زندگی اش می شود.) و غریب پسند است. او به همنوعان خود حسادت خاصّی می ورزد و همیشهفکر میکند لباس یا لوازم مال دوستش از مال خودش بهتر است در نتیجه مُدگرا می شود. هرگونه دوستی یا ارتباط با جنس نَـر را به فـال نیک گرفته و آن را عـشق می خواند. در اوایل زندگی مشترک تمام تـلاشش کوتاه کردن دست فَردنفَرد فامیل شوهر ؛ علی الخصوص خواهر شوهر و مادر شوهر است و برای دستیابی به این مُهِم به هرحیله و تذویری متوسّل می شود.و همیشه فک می کند کسی او را درک نمی کند و با گریه و نِـق نِق کردن ، اطرافیان را شدید حرص می دهد. اگر شوهر برای آسایش او جانش رو هم فدا کنه قبول نداره و میخواد شوهر زبانی بگویید دوست دارم عزیزم. این جاندارعجیب الخلقه در تقسیم کار بسیار عادل و مُنصف است و علاوه بر کارهای بیرون از خانه؛پختن غذا و شستن ظروف و البسه و جارو و گردگیریِ منزل را نیز با حفظ سمت به شوهر محول میکند. برای تحریک و قانع کردن شوهر برای خرید؛ از سیستم تحریکِ مقایسه ای استفاده می کند که اکثرا پس از آغاز یک دعوای نمایشی و تکراری خوب جواب میدهد. (مثلا زن میگوید: علی آقا شوهر آمنـه جون رو ببین؛ نصف توست، برای روز زن، خانم رو برده شام بیرون و یه سینه ریز طلا براش خریده. یا آقا محسن شوهر مهدیه جون واسش یه 206 آلبالویی خریده. مردم شوهر دارن ماهم شوهر داریم. نمیدونم زنهای مردم چیکار میکنند که ما نمیکنیم؟ لطفا بروید تو حس نِق زدن و غُرغُر کردن) نوع ایرونی :توانایی بالایی در تغییر شخصیت دارد و قادر است در سه ثانیه، سه شخصیت متفاوت رونقش بازی کند. و در غیبت کردن و ایراد گرفتن و اِفترا و بُهتان زدن ، مهارت بسیار دارد. نوع ایرونی: وقتی جلویِ آیـنـه ظاهر می شود، یه چند روزی حالش گرفته است و برای شوهر بیچاره اش از خدا طلب صبر و تحمّل می نُماید. به کادو دادن به پدر و مادر خودش بسیار مُصِر است و می کوشد کادوی آنها از مال پدر و مادرِ شوهرش ارزش قیمتی بیشتری داشته باشد. این موجود حاملگی متفاوتی با سایر جانداران دارد و و با هزاران دوا و دکتر ؛ آنهم با استراحت مطلق و مراقبت و یژه تنها قادر است دو بچّه بیاورد و اگر بچه زشت بود به فامیل پدریش رفته و اگر بانمک و زیبا بود یقینا به سرکار خانم علّیه و فامیل مادری رفته. وقتی بچه بیمار است به پدر میگوید بچه ات وقتی بچه خندان و سرحال است میگوید بچّه ام. به مسافرت بسیار علاقمند است و همیشه ادعا میکند که در حقّش ظلم شده است. و صد خواستگار قبل از شوهرش را که همه دُکتریَن و مُهندس بوده رو رَد کرده است. خانه و ماشین لوکس را خوشبختی مطلق و فرهنگ قلمداد می کند. 90 درصد این جانداران در ایـران به کم خونی دچـارند و علاوه بر انتقال آن به جنین و اثرات منفی آن بر نوزاد ؛ و اثـر مستقیم کم خونی در امیال جنسی؛ جوابگوی نیازهای شوهر نمی باشند و کانون خانواده از محبّت واقعیِ کمتری بهرمند است. لذا به این جانداران ناشناخته توصیه می شود مشکل کم خونی خود را که قابل درمان است رو زود حل و فصل کنند.این یـه دسـتوره!!! برای رفتن به میهمانی باید یک هفته قبل مطّلع شود بلکه تا شب موعود حاضر شده باشد. سلامتی و خوشبختی خود را فقط از شوهر می خواهد ولی حاضر نیست خود در این مُهم نقش و تلاشی ایفا کند. الگو پذیری بدون تفکّر از دیگر خصوصیّات بارز این موجود است و دوست دارد برای هر عروسی لباس متفاوتی پوشِش کند و نمیخواهد کسی از سنّش باخبر شود. بیش از اینکه نگران زندگی خودش باشد، نگران زندگی همسایه هاست و بعضا در زندگی آنها تَجسّس میکند. این جاندار ورّاج و پُـرقال و قیل در روز زن شوهر را با تطمیع یا تهدید و یا تحریم ، مجبور به خرید هدیه میکند. نوع ایرونی: امید زیادی به زنده بودن دارد ولی امید به زندگی در آن بسیار کم است. برای همین است که دو الی سه برابر جنس نَـر ؛ عمر میکند. دوست دارد اسمهای اَجق وجق برای فرزندش انتخاب کند و دوست دارد شوهر فقط او را به پرستد و اگه صحبت از تجدید فراش یا ازدواج مجدّد به میان بیاید این جاندار گوشت خوار می شود و شوهر را تکّه پاره میکند تا عبرتی برای جنس مخالف شود. از چیزهایی که نباید بترسد، می ترسد( سوسک و مارمولک) ولی از چیزها یا رفتاری که باید بترسد، نمی ترسد.( صحبت و قرار با نامحرم و جِِلف در کوچه و خیابان گشتن). این جاندار درصورت عصبانیّت قادر است در دقیقه 1400 فُـحش و ناسزای غیر تکراری بگوید و بعد از انجام هر کاری به عواقب آن می اندیشد. به خوابیدن در مکانهای بلند لذّت می برد و معتقد به فالگیر و رمّال و طالع بین است. به رانندگی خودرو علاقمند و هنگام رانندگی بیش از حد از راهنما استفاده می کند و پس از استفاده به خاموش کردن آن بی دقّت است. فکر میکند اگه یه لیسانس یا فوق لینسانس از دانشگاه ماساچُوسِت بگیره استاد دَهر و قلّه ی قاف رو فتحیده. به نظر شما این موجود، ناشناخته و عجیب نیست؟؟ خودتون قضاوت کنید یکی دیگر از معایب این جاندار را رونمایی کرده اید. مطالب فوق الذكر مقدمه اي بود براي تبريك روز زن روز زن تمامی زنان و دختران کشور اسلامیمان ایران مبــــارک و میمــــــــون
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:26 ] [ عليرضا ]
انتخابات سرمايه گذارى عظيم ملت ايران است.(حضرت آیت ا... خامنه ای مدظله العالی) انتخــابات مجلس آنان که امروز با عقل و هوشند از هـر مجلس انـدر خروشند چو دیگ جوشان دائم بجوشند یک دسته مشغول عیش و نوشند وُکـلا چشم خویـش بـاز کـنید جان بـرای وطن سـاز کـنید ملّت بیـنوا مُطـیع شـماست مجلس عرصه ی وسیع شماست مطهری نیست دگر ای اهل تهران کس نیست با خبر از غم فقـیران ایهـاالـناس چـشم بـاز کـنید بـهر خـود کسب امـتیاز کـنید وقت تجـدید امتحـان شـماست علـیرضا ز شـاعـران شـماست هرچه خِـیر شـماست می گوید آنچـه حکم خـداست می گوید اهل ایـران تمام شـاد شـوند غـرق نعمت ز اتّحــاد شـوند لیک امـروز کـار باید کـرد پـایــه اسـتوار بـاید کـرد ز انتخابِ نماینده دقت کرد از نمایندهِ صحیح صحبت کرد هـر وکیلی که بـا دَرع باشد هم خدا تـرس و بی طمع باشد چون که او حافظ حقوق شماست گر وکـالت به او دهید رواست وَر نَـه هر گـوشه دزد بسیار است تـو بخوابی و دزد بیــدار است جـان من خویـش را ذلیل مکن بـهر خـود دزد را وکـیل مکن فریـاد کدام وکیل بهر فُـقَراست؟ چـرا مجلس محلِّ عیش و صفاست؟ گشته مجلس جای بابا طاهر و عین القضات دسته ای خواب و دسته ای بینم مبهوت ومات هر کس به سرش هست یکی فکر و خیالی یک در طلب جاه و دیگر منصب عالی کــشور دارد مجلس شــورا یی مـوقع نُطق نـدارد کس پــروا یی نـه نطق شـیرین مـدرّس دیـدیم نـه بهر ایـن کار مهندس دیـدیم شب های مـا رو بـه درازی شده کار هـمه نماینـده سـازی شـده بهر مجلـس کانـدیدهای عـزیز دسته دسته همه با خنجـرهای تـیز چو دارند پـول همه به قدر اکتـفا وعده های دروغین ندارد شرم و حیا دل ما خوش به آن صحبت است که دربـاره آسایـش ملّت است ما غیر خدا یـاورِ غمخوار نداریم در دل هوسِ درهم و دینار نداریم خدا لعنت کند دزدان خاک پاک ایران را گروه بی حیا و بی حجاب و نامسلمان را غـرض، کار ملّت در ایـن دار و گیر نگـردد دُرست از وکیل و وزیــر محمودا کسب را یکباره مُختل کرده ای اهل ایـران را چـه مُعطّل کرده ای نه نام مُفـسدی شـد بـرمَـلا آن از ارز و آن هـم از طـلا بـر وزیـران حکم کن همّت کنند یـا وکـیلان رفـع این علّت کنند گر به هم دادند نسـبت از فـساد ور شـده بـازار امـنیّت کِـساد حق پرستی کن که آید جام عرفانت بدست جان فدای خاک پای عارفان حق پرست از ستمکاران در این عالم علامت هست ظلم مایه صدگونه افسون و ندامت هست ظلم دل به دست شـیدا دِه که عبد اولیاست غیر او در شهر عارفان دل بکس دادن خطاست حامی ایران و ایرانی بود شیدا علم وهنرش به هر گوشه بود پیدا اهل ایـران از بی ادبی خوار شدند بـه گرانی امــروز گـرفتار شـدند عرصه به خلق تَنگ شد، محمود پلنگ شد خانه ی ما خراب شد این دل ما کباب شد بیـخبران داده شریعت ز دسـت خلق همه جاهل و مـاضی پـرست گر اخـتلافی بـرمَــلا شـود بــه رای ملّت اقـتدا نـشود وجود رهـبر مـا پاینـده بـادا چو خورشید فلک رخشـنده بـادا از گرفتاری شده بر اهل ایران عرصه تنگ روز و شب با بخت خود افتاده یک جمعی به جنگ بعضی برای دنیا دین را وسیله کردند دستمال پُـراز مکرو حیله کردند یا رب چرا در این شهر یک دوست نیست پیدا از گوشت ما گذشتیم یک پوست نیست پیدا نـه بـر پیـران نمایند احترامی نـه معلـم را مـانـده مقـامی جواب حرف قانونی کتک شده تمام کارها دوز و کلک شده همه در فکر پوتین و نقابند زنان با شوهران حاضر جوابند مذهب اسلام بود دین ما محکم و عالی است قوانین ما نه باکی از قضا دام نه از تقدیر می ترسم نه خوفی از فلک دارم نه از تاثیر می ترسم ارزانی مملکت را منظم کند اسباب راحتی را فراهم کند مجلس ما که چنین زیبا شد از برای فقرا برپا شد گول از دست غولها نخورند حسرت از بهر پول ها نخورند شعر علیرضا کند زنده بخوبی دل و جان را پُـر کرده عبارات لطیفت جـهان را جک در مورد انتخابات :به کوری چشم دشمنان اسلام صندوقهای رای از هم اکنون پر از آرای مردم میباشد شرکت در انتخابات تکلیف شرعی است پس همه با هم در انتخابات شرکت می کنیم . وعده ی ما ...
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 11:9 ] [ عليرضا ]
قابل توجه عزیزانی که منو تو شعر با سعدی اشتباه میگیرند ، در نظر داشته باشند که این یه متن موزونه و شعر نیست میخوای باور کنید میخواید باور نکنید.
اختلاس 3000 میلیاردی درد من زيبائي است درد مردم مرگ است زندگي چيزي نيست ، پـر شاخ و برگ است دزدی و رشـوه بـلای جان ایران گشته کلبه ی زهـد و تقوی چه ویـران گشته هیچ کافر با امـانت این خیانت می کند؟ در قیامت از شما قـرآن شکایت میکند مـجازات مـجرمین بـرکناری گشته خـاوری هم که باز فـراری گشته مـجازات دزدی قـطع یــد است گـر غـیر ایـن بـاشـد، بـد اسـت افسوس 50 هزار حق هر ایرانی خورده شد سـرمـایـه ی میهن بـه بیـرون بـرده شـد اژه ای کـه قـاضی القضات مسلمینی شما کـه مـسول مجـازات مجرمینی شیخ یـزدانی برکناری را ندانـد کافی ملت بـه ایـن حکم نباشـند راضی شـماهـا هـم دیـن گـریـزیـد گــر آبـــروی دزدان نـریـزیـد دل رهـبر را بیـش از ایـن نسوزانید ریـشه دزدی و نفاق دیـن بسوزانید احمدی را گفتند دزدگیر ملّت گشته افـسوس که سر منـشا هر غفلت گشته مـا سـخنهای نـهانـی داریـم سـوی مجلـس هـم نـگرانی داریـم بـاز امـید بـــه ارزانـی داریـم انـگار مجلس فاتـحـه خـوانی داریم علم اگر نیست عمل هم خوب است اصل اگر نیست بدل هم خوب است قند اگر نیست عسل هم خوب است خواندن شعر و غزل هم خوب است ملّت سراسر گویند هر دُم شکر خدا را گشتیم بی غم لطف الهی شد یار و همدم گشتیم به دزدی هم مشهور عالم این اغنیا را باید محک کرد در نان ایشان باید نمک کرد قسمت ایشان بیل و کلنگ کرد به ایـن ملّت بایــد کمک کرد احمدی ز مدیریت جهان همیشه گفتگو داری ز هدفمندی و یارانه مدام جستجو داری تمام کاسه کوزه را خیال شست و شو داری افسوس قبای پاره را خیال رُفت و رو داری بیایید دست در دست هـم پنـجــه در شـصت هـم چو عشق شـیرین و فـرهاد اقتـصاد خویـش کنیم آبـاد امروز شـیدا عقل سلیم است ساکت نشستن کـار حکیم است گـر دیـن و دیانت کند یـاری علیرضا به سیاست نـدارد کـاری علیرضا قصدش حمایت از دیـن است دشمن اوست هـر که بی دیـن است از شما اهل فن پرسش می نمایم : چرا تو ایران باب شده در آغاز دوره ریاست جمهوری. فرد رئیس جمهور را دسته گل محمدی می دونند و هزاران غلو ولی نزدیک پایان دورهاز هر تلاشی برای تخریبش فرو گذار نمی کنند؟ چرا؟ هان؟ [ سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 ] [ 11:6 ] [ عليرضا ]
ماه مبارک شده وقت ثواب موقع تسبیح و دعا و کتاب گـوش بـــه گلبانگ اذان مـژده آمـده مـاه رمضان سفره افـطار نمایـان شـود مرغ در بشقاب چو سلطان شود
درد دل ما گمان می کردیم راحت می شـویم واقـف از قـاف قناعت می شـویم محـمودا کِی راحت شـوند این ملّت غـرق نعمت شـــونـد ایـن ملّت از فُـقـرا غُـصّه و غـم رفـع نـشده از سر مخلوق ستم دَفـع نـشده می گـــویند: بـه حقِّ خبرهای کِـذب و مُـفید که شـد ریـش ما زین خبرها سـفید بـه طرحهای هیـچ و پـوچت قـسم بـه کشف و کـرامات هیـچت قـسم می گوییم: بسـته ایم از پی خـدمت کَمر حیله دشـمن نــدارد اثــر بعضی غرق به دریاچه قدرت شدند ملّت زجهل سرگرم اطاعت شوند بِـده سجّـاد یک آبـنبات تـا شـود کم از کَسَـبه مـالیات می فـرمایی: درین دیـار پیـر و جـوان راحـتند هـمه مشـغول کارهای بی زحمـتند پـس: بـه بی پـولی چــرا مبتلا گشـتم از رفیـقان خـود جـدا گشـتم خطاب به مجلـسیان: آرزو بُـود که از بهـر وطن کار کنید نَـه ز رغیـبان کشف اســرار کنید می شـه دولت بـه ملّت یـار گـردد بـا اهـل مملکت غمخـوار گـردد ایـن سخن وِرد زبـان شـیدا اسـت سـال نِـکو از بهـارش پیـدا اسـت وب من سیاسی نَبُود بی خوف و هـراس آه از دست صـرّافان گوهر نـاشـناس علیرضا تو که درین ایران ماوا داری بر سر چشم همه پیر و جوان جاداری از حق نوشتن همچو جان در جسم عالم میکنی از مردمان بی شرف چرا خواهش بیجا میکنی حمایت ریاست محترم جمهور جناب دکتر محمود احمدی نژاد از آزادی بیان و اجرای عدالت ( هدفمندی یارانه ها و کاهش قیمت مسکن) اقدامی درخور تحسین و تمجید است بانک نــان همـه دارای ایـن ثَمـر بـاشـند از بـد و خـوب باخـبر بـاشـند ما در این شهر چـرا نـان نخوریم همه شب نعمت اَلـوان نخوریم از بـرای مـزّه بـریـان نخـوریم هر شب و صبح ، فسنجـان نخوریم دگر غُـصّه ی نـان نـداریم مـا غمی در دل و جـان نـداریم مـا بهر یک لقمه نـان در ایــران افـتادیم بـه آتـش ســوزان هر کجا باشم زلطف دولت نان می خورم سالی یک شب مرغ و فسنجان می خورم پس از اینکه شعارها و ایـده های بهبود کیفیت نان فقط به بهبود قیمت نان ختم شد. مسولین ذیربط را برآن داشت تا برای رفاه هموطنان دست به اقدامی نمادین بزنند. آری افتتاح بانک نان برای اولین بار در دنیا علاوه براینکه سالانه از خروج ده هزار میلیارد دلار ارز از کشور جلوگیری می کند. به مردم وامهای یک ماهه با سود 18 درصد اعطا می کند یا همان خرید اقساطی نان بدون وجود واسطه ها.این بانک جهت سهولت در دریافت و عرضه نان اقدام به فروش کارت شارژ نان کرده تا هنگام خرید؛ دست مستقیما به پول یا چک پول تماس نداشته باشد و بهداشت نان که در اولویت مسولین قرار دارد حفظ گردد. لازم به ذکر است که بانک صادرات که همیشه پیشرو در ایجاد طرحهای ناشناخته و دور از ذهن و عقل است( مثه طرح سپرده طلا که فرصتی ایجاد کرده که آقایون خانمها رو اساسی سر کار بذارن) از هفته ی آینده آماده ی فروش اوراق مشارکت و افتتاح حساب سپرده ی نان می باشد. از آنجا که قیمت نان در 30 سال گذشته 2000 برابر رُشد داشته و در حال حاضر هم شاهد افزایش قیمت بصورت ماهیانه هستیم لذا شما با سپرده گذاری در بانک نان می توانید در هر زمان که بخواهید به قیمت روز حواله نان دریافت کنید و علاوه بر آن جان ونان شما از حملات احتمالی سارقین مسلح در امان باشد. و در قرعه کشی سالیانه شرکت و یکی از برنده های خوش شانس بسته های 1000 تایی نان باشید. شبکه خبری الاغ نیوز برای شُنود نقطه نظرات مردم گزارشگرانی به خیابانهای شهر روانه ساخت که اکثر مردم باز از بی کیفیتی نان و قیمت بالای آن همچنان شکوه داشتند. فضولی جناب گزارشگر که همون کاکاخان باشه گُل کرد و به سراغ جناب نانوا رفت تا نظرات ایشان را هم جویا بشه. سوال: جناب نانوا من نمیگم مردم میگن نونها کیفت عالی که باید داشته باشند رو ندارن به نظر شما که صاحب فن هستید و روزانه سه چهارتا گونی آرد رو نِـفله میکنی ؛ مشکل از کجاست؟ آیا مشکل وسواس مشتریاست؟ آیا تقصیر دشمنان خارجیه؟ جناب نانوا در حالیکه با قدرت، انگشت سوخته اش رو فُوت میکرد فرمود: (( بده آرد تمیز تا بدهم نان لذیذ.)) کاکاخان: بی کیفیتی آرد پس از کجا سرچشمه میگیره؟؟ جناب نانوا ؛ در بی کیفیتی آرد؛ کارخانه های آسیابِ گندم را مقصر اصلی دانست و ادامه دادند: وقتی تمام سبوس گندم گرفته شود این آرد دیگر کیفیتی ندارد و پُخت آن با زحمت امکانپذیره. و اضافه کردن آرد ذرّت به آرد گندم هم سبب سِفتی نان میشود. بیش از این وارد جزئیات کیفیت نان نمی شوم و در انتظار رای کمیسیون دانـه زار مجلس می مانیم. تلاش و توان دولت خدوم در کاهش قیمت زمین و مسکن اقدامی در خور تحسین است. شاد و ولایتمدار باشید. تصویری زنده از مراسم اولین مرحله قرعه کشی بانک نان
[ پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ] [ 9:11 ] [ عليرضا ]
نمك بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد جگرها خون شود تا يك پسر مثل پدر گردد با زنان همانطور كه با كودكان سر و كار داريد رفتار كنيد ولي همانطور كه با ملكه صحبت ميكنيد با او سخن بگوييد (وايلد)
چـو می شـود پـسر اسـتوار شـود از او چـه کارها آشـکار بـهر یک لحظه عیـش در امکان نـام عـشق را مـکن عـنوان مـردان خـدا دیـده بـاز کنید از خـطاکاری احـتراز کنید شـده اوضـاع روزگار جدیـد موقع انتخاب همسر گشته پدید می نَهـد زن بـر سـر مـا تـاج شخص بی زن می شود محتاج پـسرجان رنگت چرا زرد شده دل من از غصّه پُر از درد شده پـسرم زود اسباب عروسي بِخر لباس زير، كفش و روسري بِخر بِخـر يِــه كُت مـثه سـعید حلـقه ای از طـلاي سفـيد گر درس درين فصل بهـاران تو بخـواني شــود كيـسه ات پـر پــول در جــواني ديـده خويـش گشائيد و بيائيـد بـهوش پنـد گـويم لـطفا آن پـذيـريد بگـوش گـويمت اي پـــسر شــتاب كـن بـهر خـود يك دخـتر انتخـاب كـن بشــنو، قـطع غـم و اضـطراب كـن بـهــر ايـن بــاغ فـكر آب كـن زن نمی گـیری مـگر دیـوانـه ای گـر نگـیری زن ز دیـن بیگانـه ای زن يكي خدا يكي آن گفتند آن كسان كه در خاك خفتند خلق گفـتند گشـته ديــــوانــه هر مـرد كه دو زن بـرده بخــانـه سجّــاد ،گشت سـفيد از سـخنت ريـش من تـو صـحبت دو زن منـما پيـش مـن آتـش دل من شـعله زد بـهر سنگي جـز زن خوب نيـست رفـيق يـكرنگي مردان با غـيرت را در خانـه خواب برده بي حجاب دخـتران را به كوچه آب برده هـر پـسر را عقل و شعوري در سـر است از نجـابت زهـرا و شـیوا مستحضر است محـدّثـه خويش را متصّل به قـافله كن لحـظه اي بیـــا بـا خـــدا معـامله كـن مـردان بـه وقت خریـد پَشـمک می زننـد به خانمها هی چشـمک ای پـسر مستی مکن هوشـیار شـو عاقلانـه داخل کوچه و بـازار شـو مـرد بایـد کـه بـاشَـرف بـاشـد نَـه که بی عقل و نـاخَلف بـاشـد غـرّه مشو ای پسر هیچ به مال و منال حرص مـزن بیشتر برای جاه و جلال هر که با توست خوب خَـرت کرده شلوار لی و پیرهن تَنگ تَنت کرده همچو زنان عاقبت روسری سرت کرده هیچ نفهمی سخن بلکه کرت کرده چرا ز بي حيايي مي تراشی ابرو و ريش را صورت بسان زن مي كنی در خيابان خويش را مـادر را ز زنـدگانی سـیر می کنی پـدر را زکوه قـاف سرازیـر می کنی پـسر نبایـد ز پــدرش قـهر کند بـا خیال خود گـردش در شهر کند آب حُسن خود را روان به هر نَـهر کند نـان و آب را به پـدرش زَهـر کند ای پسر فکر عبادت باش بیـعاری مکن درخیال کسب و طاعت باش بیکاری مکن دخـتران را دوسـت داریـد از وفـا نـرنجید آنـان را هـر دَم از جَـفا هـر کـه دخـتری را شــاد کـرد خانـه خـود در بهشت آبـاد کـرد نــدارد نــزد حـق هـیچ مَـلال هــر کـه نیـکوئی نمایـد با عـیال ای زنـان و دخـتران شـادی کنید همچـو سَـرو و سوسن آزادی کنید هـست علـیرضا طـرفـدار شـما علم و حجــاب بُـود یـار شـما زن بَــود فـرشـته ای تمـیز نَـه باشـد خـدمتکار و نَـه کـنیز از دسـت مـردان بی وفـا بـر زنـان می شود ظلم و جـفا خلق گفـتند گشـته ديــــوانـه هر مَـرد كه دو زن بـرده بخــانـه پـسرم زن بِبَـر تا دولتت افـزون شـود زن بِبَــر تـا طـالعت میـمون شـود هـر خـیالی از سـرت بیـرون شـود صد چـو لیلی از غمت مجـنون شـود زين خبرهاي پريشان خنده مي گيرد مرا از سكوت اهل عرفان خنده مي گيرد مرا کـار ایـن مجلس است لاف و گَـزاف یِکــسرِ مــو نگـشته رفـع خَــلاف سـپيده گویـد این عقـیده خطاست چـرا گـفتگو در سـر فـلان آقـاست این مطلب اگرچـه مجـهول اسـت لیک امـروزه آنچـه معـمول اسـت هدفمندی یارانـه شد بحث جدید بـاز هـم این گـرانی آمد پـدیـد از هدفمندي يارانـه ها كردند روايت ليك نيست اين پول به قـدر كفايت از سختي زمـانه گروهي گـدا شدند دُخترا ز بي شوهري به دق مبتلا شدند بـهر زن از مخـارج کـاستـیم بـا هیـاهـو خانـه آراسـتیم زن بی حجـاب چونکه پیدا شده چشم و گـوش بـرادران وا شده محفل مَـردان که چنین زیبـا شده از بــرای زنــان بــر پـا شـده دارند اُمـید که دِلـشاد شوند از غـم و غُـصّه آزاد شـونــد گـر تـو را عقل می کند یـاری هـست دَه شـرط زن داری دوســـت دار نُــــسـوان را حفظ کن رسم دیـن و ایمان را زن امـین مـــال شــماسـت چون شب و روز در خیال شماست خـوب نیـست با زن جنگ بـر زنـان عـرصه را مَفرما تَنگ احـــــــترام کـن زن را با محبّت تمام کن زن را سرزنش خوب نیست ای مومن چونکه مرغوب نیست ای مومن نعـمتی کـه حــق داده کـن بـــرای عـیال آمـاده هرچه زن خواست از براش بگیر گاه سنگک گهی لواش بگیر رســـم علـم و تعـلـیم اسـت زن به شوهـر زعلم تسلیم است رِفـــق کـن مُــــــدارا کـن با مُـدارا تو جای خود واکن کِـی رواســـت زن تنـــها عیش و عشرت کنی تو در صحرا با سُــرور و بـا شــــادی با زنت عیـش کن به آزادی
بـهر زنهـای تـاج بــر سَـرها واجب است احـترام شـوهـرها زن بـایــد مُـطیع مَــرد بُـود چه بـشادی چه رنـج و درد بود شــیدا بــرای مــا بنـویـس چیست تکلیف شوهران اَنیـس چون زنی مَـردان اخـتیار کـنند چیست تکلیـفشان، چِکار کـنند؟ دخـتر نـدیـدم که مِیل بـازی بُکند بـا نـامـزد خـود زبـان درازی بُکند شوهر خوب چو قند و شكر است اي دختر ورنَـه خلقت زن بي ثمر است اي دختر با حـسادت و غـرور شـوي اسير دام صـيّاد با دست خود مي دهي تيغ دست جـلّاد يا رب زكـرم بر همگي عـقل عــطاكني درد هــــــمه را از ره وام دوا كني شـعر نوشتن بهر چيست عليرضـا ي عـاقل چو هسـتند هـمه از احــوال تو غـافل
:مرد یعنی یک جهان بیچارگی یک بلای خانگی سایه ی پر دردسر یک هیولای دوسر یک کویر بی گیاه زندگی با او تباه آسمانی بی فروغ هرچه میگوید دروغ شوره زاری بی علف عمر زن با او تلف ( سازمان حمایت از زنان کادو نگرفته در روز زن ) مـرد چیست؟ موجودیست قوی؛ پُر ریش و پشم که باستانشناسان قبل از میلاد حسن میرزا آنرا نوع تکامل نیافته ای از خانوار فیلها دانسته اند. ( قوی بخاطر اینکه قادر است روزانه با احساسات و آبروی 10 دختر بازی کند و بعد هم بره سراغ یکی دیگه) این جاندار عظیم المغز اکثرا از طرف جنس مخالف با القاب : نخراشیده ، لندهور ، .. مورد خطاب قرار میگیرد. و هوس بازه و تا از طرف خانواده اش تحت فشار قرار نگیره ؛ تن به ازدواج نمیدهد. و در شناسایی رنگهای ترکیبی بسیار ضعیف نشان میدهد. نوع ایرانی: غالبا با آویختن زنجیر طلا به گردن و آرایش زنانه خودنمایی و دوست دارد جلب توجه کند. و با زدن مدلهای مختلف مو که اکثرا برگرفته از حیوانات است و ریش های اجق و جق ( دکمه ای و پروفسوری یا همون توالت فرنگی و غیره) خودش واسه خودش کلاس میذاره بجای پس انداز و تهیه ی مقدمات و تمهیدات لازم برای تشکیل خانواده؛ با چند گوشی تلفن همراه و 30 عدد سیمکارت پولهایش را صرف محاورت و مُراوِدَت بیهوده با دخترها میکنه و هنگام ازدواج که جیبش رو خالی می بینه شانس و اقبالش را لعنت میکنه و طلبکار خدا میشه. بجای مطالعه کتاب و افزایش معلومات و علوم دینی واجب، دیدن مسابقات فوتبال آنهم با صدای بلند رو ترجیح میدهد. خودخواه است و اکثرا غافل از وظایف خویش است ولی دائم وظایف خانم رو با گوشه و کنایه روزی 12 بار یادآور میشه با وجود اینکه میدونه گفتن دوست دارم عزیزم به خانم خانواده، معجزه میکنه ولی جون میکنه تا شفاها به همسرش بگه دوست دارم عزیزم. – فک میکنه فقط اون سر کار میره و خانم تو خونه بیکار نشسته و تلویزیون تماشا یا با تلفن صحبت میکنه، دریغ از اینکه پختن غذا و شستن ظروف و البسه و گردگیری منزل خود به خود انجام نمیشه وقتی از سر کار برمیگرده ؛ طلبکار خانوم بچّه هاست و انگاری که کوه ابوقبیس رو جابه جا کرده . – بیرون از خونه با اخلاق و خنده اَمانَش نمیده ولی داخل منزل بدعنق و عصبی و خشونت طلبه – اگه خانومش بره به مادرش سر بزنه با دعوا و جار وجنجال میگه: هر روز خونه مادرت چی میخوای ؟ اصلا چی دارید بهم بگید. اگه میرفتی و حرفای جدید یاد نمیگرفتی که مشکلی نبود و قهر میکنه و اگه خانم مدتی به مامانش سر نزنه میگه : نمیخوای یه سر به مادرت بزنی؟ بابا یه مرخصی هم به مخ ما بده برای شنیدن نق نق هات تجدید قوا کنه. – این جاندار سَعیَش بر این است که خانوم بچّه ها رو قانع کنند بدون اون به خونه مادرخانوم، برای مهمونی بروند ولی برای رفتن به خونه مادر خودش بالاجبار همه افراد خانواده رو بسیج میکنه و هیچ عذری رو نمی پذیره. – این موجود نصیحت پذیر نیست و بیشتر سعی میکنه به شیوه آزمایش و خطا که در بین مسولین کشوری هم بسیار رایج است، خانواده رو اداره کنه و هر گز به خطایش اقرار نمیکنه و دائم با هزاران دروغ، در حال توجیح کردن کارهایش است. - توانایی بالایی در ایراد گرفتن از افراد خانواده و همیشه آغازگر دعواست و هنگام بیکاری ؛ بی پولی و کم حوصلگی نقش این عمل پر رنگتر می ظاهره – همیشه فک میکنه که خیلی می فـهمه و از مشورت پرهیز داره و زنی رو نجیب می دونه که تاوان تمام اشتباهاتش رو بپردازه و سر گلایه و شکایت اصلا باز نکنه. – با پیشنهاد همسر برای تغییر دکوراسیونِ خانه بشدّت مخالف است ولی بعد از انجام؛ بسیار خوشحال و شادمان است. همیشه فک میکنه دست پُخت خانمهای دیگه از خانم خودش بهتره و دائم همسرش رو آماج سرکوفت هایش قرار میده – دائم شرط ادب رو رعایت نمیکنه و حرف همسرش رو قطع میکنه – دوست داره خانم پایبند به حجاب و اصول اخلاقی خانواده باشه ولی خودش با دختران و زنان دیگه گفتمان و خوش و بش و ... داشته باشه – توهّم پذیره و خیلی خودش رو بزرگ می بینه که خانم منّت کشی کنه - حتی الامکان سعی میکنه خرید اسباب و اثاثیه منزل رو به روزها و ماههای آینده موکول کنه – در جمع؛ بجای تحسین کلماتی رو بکار میبره که از آن تحقیر همسر و خانواده اش استنباط میشه – با وجودی که این جاندار به خشونت و بیرحمی و قدرت و شجاعت مشهور است ولی تقریبا کُلُّهُم اَجمعین از خانمهاشون می ترسند و بدون اجازه حتی نمیتونند به بابا و مامانشون سر یا تلفن بزنند یا بعبارت امروزیا زن ذلیلند شاعر گرانمایه و عزیزُالقَدر میفرماید: اما حساب علیرضا از همه جداست لیک زن هم بنده مفلوک خداست به تهدید آمنـــه این آپ رو تدارک دیدم آخه اصرار داشت وقتی برای روز زن در مورد خانوما نوشتم حتما در مورد مردا هم بنویسم که من هم به ناچار، اطاعت از امر بزرگان کردم [ دوشنبه سی ام خرداد 1390 ] [ 8:18 ] [ عليرضا ]
فاطمه بهر شفاعت گر درين دنيا نبود اين بساط زندگاني در جهان بر پا نبود
زن یکی از خطاهای قشنگ طبیعت است. زنان یار مردان جوان، رفیق مردان کامل و دایه ی مردان پیرند.
گـويمت اي پـــسر شــتاب كـن بـهر خـود يك دخـتر انتخـاب كـن بشــنو، قـطع غـم و اضـطراب كـن بـهــر ايـن بــاغ فـكر آب كـن صحبت ازگــراني و بيكاري كـرديم دشمنان را اخـراج به خـواري كـرديم اما باورم نيست كار بر چوب و چماق رسد مـوسـم هجـــر يـار و درد فــراق رسـد بر روي سرخ عليرضا عارض شده از كبودي بر او زنند طـعنه يك دسته از حـسودي دل ميخورد از غـصّه اين دختران افسوس از زندگي خويش سراسر شده مايـوس از فـكر كنكور ، به مذلّت شده مـانـوس با غـرّش مـادر به كُنجي شده محـبوس دخترم درس بخوان فصل امتحـان است زين سبب مادر تا ابد مسرور و خندان است شوهر خوب چو قند و شكر است اي دختر وَر نَـه خلقت زن بي ثمر است اي دختر اين رعيّت چه نمودست كه جدا از نظر است عايدي زحمتشان نعمت خوان دگر است شـیدا كِشد نـعره كه قـانون خـدا كو آنكس كه دهد گـوش بـه عـرض فُـقرا كو زن بـود واجب بـراي زنـدگي روشـن از زن شد سَـراي زنـدگي حق نهـاد از وي بنـاي زنـدگي هست دنـدان آسـياي زنـدگي مي شود زن باعث طـول حـيات زن بـود شـيرين تر از نُقل و نَبات زن تـو را در خانه يـاري مي كند زن بـرايت خانـه داري مي كند گَـرنَيـايي بي قـراري مي كند گَـر بِمـيري آه و زاري مي كند زن براي تو مَـرارت مي كشد روز و شب در خانـه زحمت مي كشد زن نمي گيري مگر ديـوانـه اي گر نگيري زن ز ديـن بيـگانه اي اين سخن را خوب يـاد از من بگير زن بگـير و زن بگير و زن بگير
بسته پیشنهادی( آبی و صورتی) وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: پس از شکوائیه پسرا به وزرارت فرهنگ درخصوص اینکه دخترها اکثرا در کوچه و خیابان و معابر برای آنها ایجاد مزاحمت می نمایند. وزیر محترم را برآن داشت تا پیشنهاد اجرای طرح آبی و صورتی را به مرحله ی اجرا نزدیک کند. در این طرح یک طرف معابر به رنگ آبی و طرف دیگر به رنگ صورتی . صورتی مخصوص عبور دختران و آبی مخصوص عبور پسران زن چیـست؟؟؟ موجودیست دو زیست با شباهت بسیار به انسان ( دوزیست چون به راحتی میتواند خود را به زندگی با شرایط سخت و زندگی آسان ومرفّه، وِفق دهد)این موجود به زندگی شهر نشینی بسیار علاقمند است و به تغییر دکوراسیون منزل سماجت بخرج می دهد این جاندار لاغر و ضعیف الجثّه ؛ پس از جفت گیری و یا همون ازدواج دو الی سه برابر اضافه وزن پیدا می کند و بسیار خشن و خطرناک می شود. و گرچه از دسته پستانداران است و لی به بچّه های خود شـیر نمی دهند و برای رفاه و آسایش خود از قوطی های حاوی شیر خشک استفاده می نُماید.نوع ایرانی آن بسیار شِـکمو ؛ مـغرور و جـاه طلب و عاشق ریـاست و خودنمایی است و بجای جلب رضایت شوهر ، دائم در فکر و اندیشه ی کارها و رفتاریست که در نظر دیگران خوب و با حال جلوه کند. ( بعبارتی پُز دادن آفت جان و زندگی اش می شود.) و غریب پسند است. او به همنوعان خود حسادت خاصّی می ورزد و همیشه فکر میکند لباس یا لوازم مال دوستش از مال خودش بهتر است در نتیجه مُدگرا می شود. هرگونه دوستی یا ارتباط با جنس نَـر را به فـال نیک گرفته و آن را عـشق می خواند. در اوایل زندگی مشترک تمام تـلاشش کوتاه کردن دست فَردنفَرد فامیل شوهر ؛ علی الخصوص خواهر شوهر و مادر شوهر است و برای دستیابی به این مُهِم به هر حیله و تذویری متوسّل می شود.و همیشه فک می کند کسی او را درک نمی کند و با گریه و نِـق نِق کردن ، اطرافیان را شدید حرص می دهد. اگر شوهر برای آسایش او جانش رو هم فدا کنه قبول نداره و میخواد شوهر زبانی بگویید دوست دارم عزیزم. این جاندار عجیب الخلقه در تقسیم کار بسیار عادل و مُنصف است و علاوه بر کارهای بیرون از خانه؛ پختن غذا و شستن ظروف و البسه و جارو و گردگیریِ منزل را نیز با حفظ سمت به شوهر محول میکند. برای تحریک و قانع کردن شوهر برای خرید؛ از سیستم تحریکِ مقایسه ای استفاده می کند که اکثرا پس از آغاز یک دعوای نمایشی و تکراری خوب جواب میدهد. (مثلا زن میگوید: علی آقا شوهر آمنـه جون رو ببین؛ نصف توست، برای روز زن، خانم رو برده شام بیرون و یه سینه ریز طلا براش خریده. یا آقا محسن شوهر مهدیه جون واسش یه 206 آلبالویی خریده. مردم شوهر دارن ماهم شوهر داریم. نمیدونم زنهای مردم چیکار میکنند که ما نمیکنیم؟ لطفا بروید تو حس نِق زدن و غُرغُر کردن) نوع ایرونی : توانایی بالایی در تغییر شخصیت دارد و قادر است در سه ثانیه، سه شخصیت متفاوت رو نقش بازی کند. و در غیبت کردن و ایراد گرفتن و اِفترا و بُهتان زدن ، مهارت بسیار دارد. نوع ایرونی: وقتی جلویِ آیـنـه ظاهر می شود، یه چند روزی حالش گرفته است و برای شوهر بیچاره اش از خدا طلب صبر و تحمّل می نُماید. به کادو دادن به پدر و مادر خودش بسیار مُصِر است و می کوشد کادوی آنها از مال پدر و مادرِ شوهرش ارزش قیمتی بیشتری داشته باشد. این موجود حاملگی متفاوتی با سایر جانداران دارد و و با هزاران دوا و دکتر ؛ آنهم با استراحت مطلق و مراقبت و یژه تنها قادر است دو بچّه بیاورد و اگر بچه زشت بود به فامیل پدریش رفته و اگر بانمک و زیبا بود یقینا به سرکار خانم علّیه و فامیل مادری رفته. وقتی بچه بیمار است به پدر میگوید بچه ات وقتی بچه خندان و سرحال است میگوید بچّه ام. به مسافرت بسیار علاقمند است و همیشه ادعا میکند که در حقّش ظلم شده است. و صد خواستگار قبل از شوهرش را که همه دُکتریَن و مُهندس بوده رو رَد کرده است. خانه و ماشین لوکس را خوشبختی مطلق و فرهنگ قلمداد می کند. 90 درصد این جانداران در ایـران به کم خونی دچـارند و علاوه بر انتقال آن به جنین و اثرات منفی آن بر نوزاد ؛ و اثـر مستقیم کم خونی در امیال جنسی؛ جوابگوی نیازهای شوهرنمی باشند و کانون خانواده از محبّت واقعیِ کمتری بهرمند است. لذا به این جانداران ناشناخته توصیه می شود مشکل کم خونی خود را که قابل درمان است رو زود حل و فصل کنند. این یـه دسـتوره!!! برای رفتن به میهمانی باید یک هفته قبل مطّلع شود بلکه تا شب موعود حاضر شده باشد. سلامتی و خوشبختی خود را فقط از شوهر می خواهد ولی حاضر نیست خود در این مُهم نقش و تلاشی ایفا کند. الگو پذیری بدون تفکّر از دیگر خصوصیّات بارز این موجود است و دوست دارد برای هر عروسی لباس متفاوتی پوشِش کند و نمیخواهد کسی از سنّش باخبر شود. بیش از اینکه نگران زندگی خودش باشد، نگران زندگی همسایه هاست و بعضا در زندگی آنها تَجسّس میکند. این جاندار ورّاج و پُـرقال و قیل در روز زن شوهر را با تطمیع یا تهدید و یا تحریم ، مجبور به خرید هدیه میکند. نوع ایرونی: امید زیادی به زنده بودن دارد ولی امید به زندگی در آن بسیار کم است. برای همین است که دو الی سه برابر جنس نَـر ؛ عمر میکند. دوست دارد اسمهای اَجق وجق برای فرزندش انتخاب کند و دوست دارد شوهر فقط او را به پرستد و اگه صحبت از تجدید فراش یا ازدواج مجدّد به میان بیاید این جاندار گوشت خوار می شود و شوهر را تکّه پاره میکند تا عبرتی برای جنس مخالف شود. از چیزهایی که نباید بترسد، می ترسد( سوسک و مارمولک) ولی از چیزها یا رفتاری که باید بترسد، نمی ترسد.( صحبت و قرار با نامحرم و جِِلف در کوچه و خیابان گشتن). این جاندار درصورت عصبانیّت قادر است در دقیقه 1400 فُـحش و ناسزای غیر تکراری بگوید و بعد از انجام هر کاری به عواقب آن می اندیشد. به خوابیدن در مکانهای بلند لذّت می برد و معتقد به فالگیر و رمّال و طالع بین است. به رانندگی خودرو علاقمند و هنگام رانندگی بیش از حد از راهنما استفاده می کند و پس از استفاده به خاموش کردن آن بی دقّت است. فکر میکند اگه یه لیسانس یا فوق لینسانس از دانشگاه ماساچُوسِت بگیره استاد دَهر و قلّه ی قاف رو فتحیده. به نظر شما این موجود، ناشناخته و عجیب نیست؟؟ خودتون قضاوت کنید یکی دیگر از معایب این جاندار را رونمایی کرده اید. مطالب فوق الذكر مقدمه اي بود براي تبريك روز زن روز زن تمامی زنان و دختران کشور اسلامیمان ایران مبــــارک و میمــــــــون
[ سه شنبه دهم خرداد 1390 ] [ 14:1 ] [ عليرضا ]
روز معلم روز تجليل از صداقت هاست رفتن به سوي معرفت سوي اصا لت هاست مُعَـلِّمی نـاز در خـیام داد به شـیدا ایـن پیــام درس تو می خوان مدام تـا شـودت زنــده نــام
عـارفان علم عـاشـق مي شــوند بهـترين مــردم معلّم مي شــوند عشـق بـادانـش متـمّم مي شــود هـركه عاشـق شـد معلم مي شــود
گويمت من از ره لطف اي معلم صد سلام چونکه از حزنت شده آهنگ شیدا بي كلام گـوینــد شغلت شــبیه انبیـاسـت دریغا حــقوقش ثـلث افغـانيـاسـت نــديدم مـن خـنده و قـاه قاهت نیـست دگر نــشانی ز جـایـگاهت اقـساط وام و قـرص و دوات روطاقـچـه شتر می شوری يا وزغ تو حـوض و باغـچه دل مي بـــرد طـــراوت نهـــار معلّـم بــوي امـلت مي وزد از مطبخ زار معلّـم طاووس جـنّت آمـده در بـازار معلّـم وام زيــاد و پــاداش درانتــظار معلّـم هـر كس كه نـدارد خـبر از ســوز معلم در روز معلّـم بخــــورد چـــــيز معلّـم شغلم كلاهي كهنه ليكن ظاهـرش عالي واي بـر آنكـس كه شده جيبـش خالي نشو اي دوسـت معلّـم, کـم ميـاري کـه تـابـسـتون بایـد شـلغم بـكاري بـگذر از مـدرســـه و وسـوســه اش از علـوم و تــاريخ و هنـدســـه اش هسـتی صبـح و شـب فـکر طلبکار بـه کـفّاشی چـــرا گشـتی بـدهـکار خوابيده با جـلال و مكنت درين مـقام شهيد مـطهري و سـاير اوستادان نيكـنام گريه مكن عزيز من زانتيا تورا بخواب مياد خـوش آواز خـر سـفيد با تب و تـاب مياد از هر طرف پدیدار جوش و خروش گشته حاضر همه درصف سکّه فروش گشته مـردم تمام معـتاد هم بـاده نـوش گشته زیرک ترین این شهر لال و خموش گشته دارنـد ایـن رعیّت از دولت یک تمـنّا ارزانی فــراوان ، آسـایشی بـه دنیـا محمودا ما را باز غـرق نعمت سرشار کن ایـن اقتـصاد خفـته رو تـو بیـــدار کن در هر طرفی نـعره و فریاد و هـوار است زین قبض گـاز که بیش از دو صد هـزاراست در مدرسـه از مـدیر جـویای هـدایت شو با مهدیّه و فـاطمه سرمست جهالت شو عليرضــا زشـعـر تـو هـمه تعـريف كنند با نـظري پـرمهر ذوق تـو تـوصيف كنند
پسرا براي ازدواج عجله ندارن ولي دخترا واسه ازدواج خيلي عجولند. قادر به تشخيص مرز بين عشق ودوستي نيستد. به صف شرطي است و ناخوداگاه هرجا صف ببينه خودش رو تو صف جا ميكنه ( خواه صف گوشت باشه خواه خريد سكّه) پسر ايروني بجاي پس اندازِ پول براي زندگي و آينده ؛ پولهاش رو خرج دوست دختراش و مسافرت ميكنه. شاديها و ايّام خوش و سلامتي رو لطف خدا نميدونه ولي بيماريها و مشكلات وناملايمات رو بدشانسي و كم لطفي خدا ميدونه. ديد او دوربين است و هميشه افراد نزديك خود رو نمي بينه وبجاي كمك و همدلي با فاميل ؛ با جان و دل غريبه ها رو احترام و كمک مي رسونه هميشه با روءيا ها وآرزوهاش زندگي ميكنه عاشق جلب توجه است يا بعبارتي براي ديگرون زندگي ميكنه (همون پُز و قون پُز) براي نمره و مدرك درس ميخونه و كتابهاي درسي رو غير مفيد ميدونه و از روي علاقه انتخاب رشته نميكنه بلكه برحسب نيازمنديها درحاليكه همسايه يا هموطنانش محتاج نون شب يا دارو هستند؛ سالي يكبار به حج يا كربلا و سوريه براي زيارت ميره ( كدوم اسلام و كدوم پيامبر چنين عملي رو مجاز دونسته خدا ميدونه) اگه پسر كار ناشايستي كرد هيچ مشكلي پيش نمياد ولي اگه از يه دختر كوچكترين خطايي سر زد ، اصل ونسب اون ايل و تبار زير سوال ميرود و انگشت نما مي شود. ظاهر بين هستند و از سوسانو ويانگوم بيشتر از امامان معصوم شناخت دارند. دخترا در آغاز دوستي با پسرا ؛ روزانه دوكارت شارژ ميخواند. دخترا با تلفن زياد حرف ميزنن و خودشون رو پشت آرايش مخفي ميكنند. حموم كردن پسرا دو دقيقه ولي دخترا براي حموم كردن با خودشون نهار و شام ميبرند. در حسرت داشتن يك خودرو ملّي كم مصرف و استاندارد بسرمي برند. به تك زنگ عادت دارن و سماجت زيادي براي شناسايي طرف بخرج ميدن دختر ايروني بيش ازحد خودش رو واسه بابا لوس ميكنه مرد ايروني استعمال مواد مخدر رو نوعي تفريح ميدونه دختر ايروني تلاش ميكنه موهاش رو بور كنه ( در حاليكه موي مشكي يا خرمايي هم قشنگه) براي پول قرض ندادن به هردروغي متوسل ميشه بيش از حد نياز غذا مي خورن و در نوبت پزشك به منشي پول ميدهد تا زودتر .... به نوزادن و كودكان ديگرون ابراز علاقه ميكنه و ناخوداگاه لبخند ميزنه و ادا درمياره مرد ايروني فقط بيرون از خونه خوش اخلاقه و زن ايروني فقط واسه بيرون خونه آرايش ميكنه
با روشن شدن تلويزيون و نمايش برنامه ها ، با عصبانيت ناسزا ميگه وقتي بيمار شد به فكر پيشگيري از بيماري به ذهنش خطور ميكنه به بزرگترها كم احترام ميكنند و خودش رو عقل كل ميدونن با عبور از چراغ قرمز در چهار راهها شديدا ميكيفه در كارها مشورت مي كنه ولي كاري كه مد نظر خودش بود به انجام مي رسونه بعد از سخنراني يادش مياد كه چه مطالبي رو ميخواسته بيان كنه مسول، بازخواست نمي شود و هر گونه اعتراض به ايشان جرم و جنايت محسوب ميشه غيبت كردن پشت سر ديگرون رو تعريف و مجاز ميدونه بجاي تاديب فرزند در كودكي و نوجواناني در بزرگسالي قصد اصلاح رفتار دارند. ميخواد قبل از مرگ؛ خانه اش را با برق نيروگاه اتمي بوشهر روشن كنه و به صرفه جويي در مصرف آن علاقمند است برای سلامتی و طول عمر رهبر انقلاب حضرت آیت ا... خامنه ای دعـا میکنه در آينده اي نزديك تغيير مداوم سيستمهاي آموزشي به اينجا ختم ميشه
[ یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390 ] [ 12:4 ] [ عليرضا ]
انسان هرچه را در دل و درونش پنهان کند، از لغزش های زبان و حالت های چهره اش آشكار مي شود. حضرت علي (ع) پـسرم زن بِبَـر تا دولتت افـزون شـود زن بِبَــر تـا طـالعت میـمون شـود هـر خـیالی از سـرت بیـرون شـود صد چـو لیلی از غمت مجـنون شـود
با توجه به ازدياد دختراي دم بخت ؛ گـره زدن سبزه تا 30 فروردين تمديد شد وزير فرهنگ و ارشاد كاهش و تثبيت قيمت املاك و مسكن توسط رياست محترم جمهور؛اقدامي درخور تحسين و تقدير مي باشد
خواهی که شود بخت تو فرخنده و پیروز خواهی که شود عید سعیدت همه نوروز خواهی که شود طالع تو شمع شب افروز کن گدائی تا رسد خلعت و انعام به هر روز محمـودا بر وزیـران حکم کن همّت کنند بـرای این گـرانی بـاز فـکر علّت کنند دسـت بــر تخــته و کـمانـه مـکن خـویـش را رسـتم زمـانـــه مـکن وای ایـن اوضـاء و ترتیـبات چیـست؟ فـریـاد و اینگونـه تهـدیدات چیـست؟ میـان دوبـرادر نفـاق و کـینه ز چیـست؟ برادرم حــدیث ســبز و فـتنه ز کیـست؟ شـیدا بیا برای مـذهب خود کنیم جانبـازی بـاز شـویم شُهره آفـاق در سرافـرازی بعـد از این شبها مثال روز شـیرین می شود مجلس شورا قوانیـنش چو دیـرین می شود چو مهدیـه و سپیده به احوال ما نـگاه کنند بـاز به عقل و فرهنگ ما خنده قـاه قاه کنند بعضـیا بــاز اظـهار بـی نیـــازی می کنند مـانند شُـتر به حقِّ ما گـردن درازی می کنند هیچکس نیست که یـاری بکند ز اسـلام هـر کسی روزخوشی می طلـبد از ایّـام پیـران سـالخورده جوانـان تیـره بخت هرگـز نـدیده انـد چنین سـالهای سخت دلـها شـد از گـرانی امـسال لَخت لَخت بعضی بفکر نـان و گـروهی بفکر گازِ نفت چـرا پـول بـرای نعـش کشی نـدهند در ایـران یک پـول با خوشی نـدهند آمــاده ایم جمله بــــلائی نمی رسـد هـر چند عـرض علـیرضا بـجایی نمی رسـد قبل و بعد ازدواج در دخــتران قبل از ازدواج وزن ایدهآل با چهرهای بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوی. نتیجهگیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت قبل از ازدواج ایستادن در صف سینما و استخر، بعد از ازدواج ایستادن در صف شیر و گوشت. نتیجهگیری اخلاقی: آموزش ایستادگی قبل از ازدواج تعطیلات رفتن به دیزین وچهارباغ، بعد از ازدواج در تعطیلات؛ شست و شوی خانه و لباس. نتیجهگیری اخلاقی: پر شدن اوقاتفراغت قبل از ازدواج نوشتن کتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس. نتیجهگیری اخلاقی: شهرت بادآورده قبل از ازدواج صحبت تلفنی بیمحاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفی حتی برای ده دقیقه. نتیجهگیری اخلاقی: بدست آوردن بهانه واسه درست نكردن نهار وشام قبل از ازدواج رفتن به سفرهای هفتگی، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارک سر کوچه. نتیجهگیری اخلاقی: در امنیت کامل به سر بردن. قبل از ازدواج خوشرو و خنده رو – بعد از ازدواج بد اخلاق ؛ خشن و بدعنق قبل از ازدواج زرنگ و كاري – بعد از ازدواج بخور و بخواب
قبل از ازدواج عاشق كلاس رفتن بعد از ازدواج اصرار در كلاس گذاشتن واسه ديگران قبل از ازدواج تمركز به زندگي خود و سعي در الگو بودن – بعد از ازدواج تمركز روي زندگي ديگران و الگو پذيري قبل از ازدواج شبها دير خوابيدن - بعد از ازدواج شبها زود خوابيدن قبل از ازدواج روزها بي حوصله و شبها با حوصله – بعد از ازدواج روزها با حوصله و شبها بي حوصله قبل از ازدواج علاقه بسيار به كامپيوتر ؛ سينما و بيرون رفتن – بعد از ازدواج علاقه زياد به سريالهاي تلويزيوني قبل از ازدواج علاقه به كادو گرفتن – بعد از ازدواج علاقه به كادو دادن قبل از ازدواج اول صحبت بعـد اخـم – بعد از ازدواج اول اخـم بعـد صحبت قبل از ازدواج رفتن به پـارتي - بعد از ازدواج رفتن به شلـمچـه قبل از ازدواج بي حجاــب - بعد از ازدواج با حجــاب قبل از ازدواج عاشق دانشگاه و مدرك و كتابهاي تخيلي - بعد از ازدواج عاشق فروشگاه و خريد و كتاب آشپزي قبل از ازدواج مادر را حرص ميدهد - بعد از ازدواج واسه مادر حرص ميخورد قبل از ازدواج ؛ خدا تو قرآن ميگه - بعد از ازدواج دوستم آمـنه ميگه قبل از ازدواج ناز مي كند - بعد از ازدواج ناز مي كشد قبل از ازدواج به دنبال انواع سرخاب - بعد از ازدواج به دنبال داروي تب خال ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ] [ 9:0 ] [ عليرضا ]
گروهی از غیورمردان استان لرستان برای پیوستن به مختار امروز عازم کوفه می شوند
رده بندی جدید فیفا که تیم فوتبال مردان ایران را با 400 پله سقوط همتراز تیمهای فلج اطفال مالدیو و آبله مرغان آنگولا قرار داده ، جمعی از بـانـوان فوتبال دوست را برآن داشت تا با همّت و غیرت ؛ مدافع اعتبار این ورزش گروهی در کشور شوند
عـلیرضا جـان ، حاجتم امـروز روا شـد از لطف خــدا درد مـن خسـته دوا شـد دیــدی کـه دعـای ننـه شـیدا اثــر کـرد انـدر سـر پیـری پـسری قسمت ما شـد از مقـدم او خـانه پر از نـور و ضیا شد خیر و بـرکت بر ما دگر باره عـطا شد مهدیــه ی ما دوبـاره انگـشت نما شـد دراین قحطی شوهـر، به به چه بجـا شـد از لطف خـدا قسمت مـا تنگ طـلا شـد هنگام نـشاط و خـریـد و ظلم و صفا شـد ایــن عـیش از اثــر حـکم دعـا شـــد بــاز هـم پــسری گــرفتـار بــــلا شـــد چو گل خوشبو این پسر نـافه گشا شد بـا ایـن حقـوق ، در زمــره آل فـنا شـد در طلب شـوهر، بی کفش بهر کوچه دویدم از فـاطمه ومحـدثه دو صد طعنه شـنیدم یا رب ز چه گردیـدچـنین حـال مسلمان بهر چـه گذشـتند ز اسـلام و ز ایمـان آمنه گـوید چرا فـرزند بهر من دختر شـده اسـب مـن انــــدر طـویله خــــر شــده مردم همه گـویا شده، مـا لال و خموشیم گـر گـربه پـدیـدار شـود ما همه مـوشیم بی خــبران داده شـریعـت ز دسـت خلق هـمه جـاهل و مـا مـاضی پــرسـت
ادامه مطلب [ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 ] [ 16:25 ] [ عليرضا ]
یکی از روزنامه ها مدعی شده که هدفمندی یارانه ها در عصر تیرکمون شاه و قرن قلیان میرزا هم بوده عکس فوق دلیل این مدعاست مُحـرّم شد و همه در مـاتم مـاه حسينيم ليكن همه وامانده در راه حسينيم مُحـرّم هـر زمـان درايـن وب آيي يقـينا عـاشـق كـرب و بـــلايي آق محمود بيا پيـش و بين اوضاع ما را بياد كرسي و منقل بخوان اين شعر زيبا را بيـا و اوضـاع مـا را نيك تـر بـين مـا را ز فاميل خـود نـزديكتر بـين در غـم يـارانـه به هر كوچه دويـدم ز بـانكيان و عيال صد طـعنه شـنيدم چو پـول بسيار در حساب خويش ديـدم شـادم بـس به خواب خويش خنديـدم عليرضـا كرد جـاري از دوچشمان آب را گفت بـا شـيدا تعـبير ايـن خـواب را بـاز نيـلو ، هّستي و هم فـاطـمه بــاز دارنــد از گـراني واهـمه قـلم مي لـرزد و دسـتم چـو كـوه است كه عشق بيدار بيش از اينها باشكوه است چـه گـويم كه سجّـاد بـهرملّت عزيـز است بيـش ازاينها تا قيامت سخن بس كن علي جان چون كه سجـاد بـــه ايـن شـعر خوشـت گـرديده دلـشاد
بنابر پيش بيني ميرزا غضنفرالدوله مدير مسول روزنامه همدردي كه به تازگي جايگزين روزنامه همشهري شده با همّت مسولين و دولتمردان و همكاري و همدلي مردم سال آينده شاهد اين تغييرات در كشور خواهيم بود: با جديّت رياست محترم جمهور در اجراي مسكن مهر، هر خانواده ايراني مسكن دار مي شود. خودروسازاني بجز سايپا و ايران خودرو به عرصه رقابت آمده و دولت محترم بجاي فشار بر مردم درخصوص صرفه جويي در مصرف بنزين ، خودرو سازان را نيز موظف به توليد خودروهاي كم مصرف و استاندارد كند.( مثه خودروهاي خارجي كه با2700سی سی قدرت ، فقط 4ليتر در 100 كيلومتر مصرف دارن) خودروهاي تحويلي به ملت به قيمت خودروهاي صادراتي مي شود. مثه ( سمند ۳/۵ ميليوني به عراق و پرايد 5/1 ميليوني به افغانستان ) خودروسازان داخلي بجاي تغيير در شكل چراغهاي عقب و جلو خودرو ، براي استاندارد كردن و ايمني خودرو جدّي مي شوند و ديگر سيستم ترمز و ... پـرايد مصوّب حادثه هاي ناگوار در رانندگي نمي شود. يا به عبارتي خودروهاي بهتر جايگزن پرايد مي شوند) واگذاري ويلاهاي 1 متري مجّهز به تشت آب به فرهنگيان و پرستاران با اقساط دو ماهه در كنار سواحل زيباي درياچه نمك قم و باتلاق گاوخوني با توجه به ازدياد روز افزون جمعيت دانش آموزي و عدم فضاي آموزشي كافي از سال آتي شركت دانش آموزان دبستاني در كلاس فقط در راستاي طرح زوج و فرد امكانپذير مي شود. مدير وبلاگ در حكمي كاكاخان مسول روابط بين الملل و حافظ منافع لرها در اين وب را بركنار و آقاي علي برات شيميايي را جايگزين وي خواهدكرد. تجارت آزاد و استاندارد جايگزين تجارت انحصاري و بسته خواهدشد. صدا و سيما همزمان با مقايسه قيمت سوخت كشورمان با كشوري مثه فرانسه كه يك قطره نفت هم ندارن قيمت و ايمني و استاندارد خودروهاي دو كشور را نيز مقايسه مي كند. ورود كالاهاي غير استاندارد چيني به كشور ممنوع مي شود. اگر مسول يا مديري به اجراي طرحي هزينه بر و بي كيفيت اقدام كرد. از مردم عذرخواهي و پاسخگوي مردم و توسط دولت محاكمه ميشودو تقصيرها را گردن بازار جهاني و يا ديگر كشورها نمي اندازد. بجاي دستگيري معتادين و صرف هزينه هاي گزاف براي يافتن مواد مخدر، تدابيري براي جلوگيري از ورود اين مواد از مرزها به كشور انديشيده ميشود.درحاليكه اكثر خانه هاي بهداشت روستايي فقط4 ساعت در هفته از حضور پزشك بهره ميبرند، بازيكنان و مربيان فوتبال ما ميلياردي پول بيت المال و حق مردم ستمديده را به جيب ميزنند و نتيجه اينكه طبق رده بندی جدید فيفا فوتبال ما در رده بندي جهاني يك پله بالاتر از تيم فوتبال فلج اطفال افغانستان و سه پله بالاتر از تيم سياه سرفه پاكستان قرار گرفتيم. لذا سال آينده از افراط و تفريط در اين بخش جلوگيري ميشود. باتوجه به كوچكي جيب معلمين و احتمال آلودگي پولي و نفتي ، ادغام وزارت آموزش و پرورش با وزارت نفت غير ممكن و با وزارت رياضي يا علوم ادغام مي شود.مشابه يكي از چندين وام بالاي 50 ميليون با بهره 3 درصد و اقساط 30 ساله كه از بدو استخدام به كارمندان بانك تعلق ميگيرد، پس از بازنشستگي به فرهنگيان تعلق ميگيرد. افزوده شدن چندين شبكه خصوصي اما اسلامي به تلويزيون ايران باتوجه به لزوم دائمي فتوكپي از صفحه اول دفترچه بيمه ، كارت طلايي ، كارت برنزي و نسخه پزشكي؛ براي رفاه فرهنگيان سال آينده خودرو ژيان اين عزيزان به دستگاه زيراكس مجهز مي شود. با توجه به گرانی کپسول گاز مایع اتاق گاز جدید طراحی و مورد بهره برداری قرار گرفت
[ دوشنبه ششم دی 1389 ] [ 10:43 ] [ عليرضا ]
عيد قـربان است ملت جمله قربان مي كنند جان و مال خود فـداي دين و ايمان مي كنند هر كـه دارد استـطاعت گوسفندي مي خـرد هر فقـيري روز قـربان بريـاني مي خـورد رو بـه درگـاه خدا با گوسفندان مي كند چونكه در اين عيد بخشش بر فقـيران مي كند خلق در اين عيد يادي از مسلمان مي كند بس كه قرباني در آن صحراي غريبان مي كند چونكه نعمت را در اين ايران فراوان مي كند حاجيان زان پول فاسد بار عنوان مي كند غير يـارانه ها خبر تـازه نيـايد سوي گوش با قبض بـرق روزانـه ،آخر شوي بي هـوش چو باشدچـاههاي ايـرانمان پـر نفـت چرا بهر سـوخت همه پريشان و پـرمحنت بيـنوايـان را شـده دل پـر زخــون بـرف مي بـارد از سـقف واژگــون وقـت عيـش صـاحـبان دولت اسـت هـر فقـيري در فـغان از محنت اسـت اي خــــدا داد فقـيران را بگـير از كـرم دسـت اســـيران را بگـير تـا امـيران از كـرم يــاري كنند بـر فقـيران خسـته غمخـواري كنند اي خوشـا آنـان كه با شـوق و شعف بـا هـواپيـما مي رونـد از هـر طرف پند شـيدا بر مـهديّه و محدّثـه راهنماست بر عبارات لطيـفش وحي گر گويم خطاست گر حـرف دل تمام مـردم گويم بجاست اين اشـعار نـزد اهل حقيـقت كيمياست اين آپ پيش زهره و هستي دارد صـفا غـرق لذّت مي شوند از خوانش اهل وفـا از ميان برده است اين اشعار هر ظلم و جفا آشـكارا مي نـويـسد كارها را نـه خفـا مـينو خدمت به مظلومـان ايـران مي كند ظلم ظالم هركجا بـاشـد نمايـان مي كند خلق را بيـدار از خـواب پريشان مي كند هر چه ميدانم صـلاح خويش عنوان مي كنم يك دسته در اين شهر همه مست و غزل خوان آقا زاده ها ي خر پول در اين شهر فراوان بعضي با صـد فـخر زانتـيا سـوارنـد چه مـادراني كه در مـاتم شـام و نهارنـد يكدسـته ز شب تا به سحر پـول شـمارند بعـضي به شـب تنـها سـتاره شـمارنـد يـارب فـقرا مـانـده بيـكار و مـعطل اغنـيا نشـسته پـاي وافــور و مـنقل اي مـادر بـدبخت به دختر نظري كن آخـر به سـر دختر خود يك گـذري كن مـردم زتنـهايي پـدرم را خـبري كن زود بـرايـم فـكر خـوب شـوهري كن اين زمستان بهر بيكاران سراسر ذلّت است ياد مسكينان نباشد هر كه صاحب دولت است اي عجب اين تنگدستي ها حقوق خدمت است آنچه معلّم برد در خانه هر شب خجلت است گفتا نيلو زنده بودن با اين زندگاني، خفّت است از گرسنه بي خبر سير است، چون در نعمت است اي وزيـران يك نظر بر حـالت ايـران كنيد اي نمايندگان يك نـگه بـر ملّت نـالان كنيد روح به خلق مي دهد علـيرضا شـعر دلكشت دشـمن تيره بخت را سـوخت حـريـق آتشـت [ چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389 ] [ 1:58 ] [ عليرضا ]
اجرای بهینه و درست هدفمندی یارانه هاِ - گامی مهم در جهت فقرزدایی هر زيركي كه مركب تفهيم ساخت كرد در عرصه تفكر همي تاخت و تاز كرد آخر به فهم معني اين نكته باخت كرد آنكه به غير سليقه چندين نواخت كرد ما نيز جامـه هاي صبوري قـبا كنيم بهـتر ز طاعتي كه ز روي ريـا كنيم گر بود عدل، باشد كه كمتر خطا كنيم مشكل بود كه دامن دين اينگونه رها كنيم گفتا به دروغ صبر كن مرادت روا كنيم اين چند سـال را هـم بيا تا وفـا كنيم از دسـت خلق آه، هـم از روزگـار آه وز كين ناكـسان بخـدا مي بـرم پناه بارالها گر خجل هستم من از عيال خويش فقر كرده مرا غـافل از احوال خويش يا ا... مددي تا من هم شوم كارمند بانـك يا چون شهيد فهميده ببر تو زير تانـك زانكه چشم هر فقيري بر اين يارانه هاست افسوس اين وعده ها بر حال مايكسر دواست چشم امـيدم بـدرگاه عطاي منتـهاست چرا هـر كه دارد پـول فـرمانـرواست يارانه و سهام عدالت كجا خورد ايدل بكار ما صفا و صميميّت انگار بخت بربسته از ديار ما سـوريـه و لـبنانم در ايـن ميـانـه پـول هـر شـهر را كنند به كيسه روانـه دريـغا كه خود افتاده در چاهيم شبانـه بـدست دشـمن ميـدهيم دائـم بهانـه از غم و انـدوه حزن، شاخ و برگت دهد الهي تو را اي اســرائيـل مرگت دهد واعـظ تو خـلق را ز چـه تحـقير ميكني مخـلوق را تو صـاحب تقـصير ميكني پس تـو چـگونه دعـوي تـاثير ميكني اوضـاع خـراب گشـته را تعـمير ميكني امــروز نـداريم به سـر مـا هـوسـي ُ افسـوس نمانـده يـك نـفر دادرسـي جنـاب خـر گشـته مـاكسـيماي مـن مـحـدّثـه خـريـده آن را بـراي مـن اي عليرضـا اينگونه مطلب اظهار مكن شـيدا خوابيده او را اينگونه بيدار مكن روح مـهديّـه را با نـگاه احـضار مكن هـستي و نيـلوفـر را هشـيار مكن جــمله معلّـمين مسـكـين بـه بخـت خـود كـنند نفـريـن ز حــرص گشـته جملگي مـجـنون زيـرا سـفره خـانـه نـدارد دگـر نـون درود و صـد درود بـر آق محـمود يقـين اوضـاع را كـند بـاز بهـبود بـاشد هـر بـلا شود ز ايـران دور چـشم دشـمن شـود ز حـسرت كـور قحطي انصاف و رحم و مردي و سخاست رونق بازار بي انصافي و ظلم و جفاست كمك به افغانسـتان و غـزه ديگه بسه افغانسـتاني كه فقط مـعدن تـرياك و بسه علـيرضـا محـتاج چـهار قـرونـه نگـيني ســرخ بـر انگـشتر ايـرونـه مـردم خـود محـتاج يك دانـه پسـته بـانك بـهر قـسط وام قـدّاره بسـته ما همه تابع شـرع رسـول مخـتاريم تمـام پـيرو فـرمان آل اطـهاريم نمي كنيم زحـق انحـراف يـك كلـمه تمـام عاشـق عـدليم و دشمن ظلـمه گـويد شـيخ يـزداني در مسجدالحـرام چـراغ به خـانه روا ؛ باشد بر مسجد حـرام زانكه هر بي سر و پايي نتوان شد درويش لب ببندم كز شعرم كس نباشد در تشويش عليرضـا گر از اين شعر كسي شد رنجـور معـذرت خواه تا نشوي مجازات بدجـور
در راستاي احترام ارباب رجوع و گسترش خدمات بانك داري اسلامي و رفع مشكلات مردم و جهت رفاه هموطنان عزيز بـانـك خــون نيز اقدام به باز كردن حساب براي واريز يارانه هاي نقدي كرده است . مديـر عـامل بانـك خـون مركـزي ابراز اميدواري كرده كه با ايجاد طرح هاي ويژه ، اين بانك بيشترين افتتاح حساب را به خود اختصاص دهد و وام هاي كم بهره و دراز مدّت قرض الحسنه جايگزين وام هاي قرض الپس نده شود. مـدارك لازم جهت افـتتاح حـساب قـرض الحـسنه: مبلغ يكصد هزار ريال وجه نقد – رو گرفت كارت سوخت و كارت واكسن و صفحه دوم شناسنامه و اهداء اجباري اما دلخواه يك واحد خون اعلام شده است. و براي وام هـاي با مـبالغ بـالاتـر: فتوكپي صفحه آخر شناسنامه – روگرفت برگه پيش خريد قـبر و جـواز دفـن مشتري و رهن گذاشتن كلّيه سمت چپ – نتيجه ام آر اي تمام رخ و با رعايت حجاب كامل از مغز و مدارك لازم دال بر ازدواج مجدد يا تجديد فراش و داشتن پارتي وزارتي يا صدارتي يا مجلسي اعلام شده است. اين بانك برخلاف بانك هاي ديگه كه سود حاصل از سپرده هاي مردم را صرف رفاه و آسايش كارمندانشان مي كنند و با سخت تر كردن شرايط ضمانت، فقط به آشناها و ر ... ه دهندگان و افراد درجه يك خانواده و فاميل خود اهداء تسهيلات مي كنند قصد اجراي عدالت را دارد و در ازاي سپرده گذاري يك واحد خون، حتي وز بعد هم ميتوني دو واحد خون دريافت كنيد البته بدون بهره. مـدير خـون بـانـك استقبال گسترده مردم از اين بانك را بخاطر عوامل ذيل ميدونه: بانكها در قبال 100 هزار تومان تسهيلات ، 20 دفعه استعلام ميكنند تا در بانكي مشابه از اين تسهيلات استفاده نشده باشه – سخت بودن شرايط ضمانت : سند خانه – دوتا كارمند خوش تيپ با فيش حقوقي بالا حتي المقدور معلم – صد برابر مبلغ وام تهيه سـفته – بلوكه كردن نصف مبلغ تسهيلات تا پايان قرداد و .... اين بانك براي اولين قرعه كشي حسابهاي قرض الحسنه: 1000 بشكه طلائي خون – 5000 بيست ليتري خون با درب طلايي - معرفي 1000 نفر به بيمارستان ابن سياه جهت چكاپ كامل بطور رايگان - واكسيناسيون 1000 نفر با واكسن كزاز – 100000 لنگه كفش طبّي – 100000 عدد آدامس بدون قند و شكر –1000كمك هزينه سفر به گشتارگاه ي صنعتي و سنتي و100سفر زيارتي به آبشار سميرم - مديرعامل ابراز اميدواري كرده درصورت توليد خودرويي با استانداردهاي جهاني در كشور،2 دستگاه خودرو نيز به جوايز ارزنده اين بانك افزوده شود. جاروكش اين بانك مدعي شده كه باجراي اين طرح بيماران ديگر نبايد نگران كمبود خون در بيمارستانها ( با توجه به اعتياد جوانان و نبود خون سالم)و فقط و فقط به هزينه هاي درماني فك كنند. براي شفاي عاجل همه بيماران صـلوات روح هـمتون شـاد و يـادتـون گـرامي من که متوجه نشدم چی نوشتم اگه شما متوجه شدید ممنون میشم به منم بگید
[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 18:10 ] [ عليرضا ]
![]()
موهایم را می کردم هر دم فـشن شاخ شاخ چو سرخ پـوستای خـشن ای پـسر مسـتی مکن هـوشیار شو عـاقـلانه داخل کوچه و بـازار شو مــرد بـایــد که بـا شــرف باشـد نـه که بی عـقل و نـاخـلف باشـد مهدی بهر رفع وحشت و فکر و خـیال از من بیچاره می خواهد دائم عـیال روزی ز جا برخاستم بی صبر و قـرار تـا کـنم مـحــدثّـه بـرایـش خـواستگار نـشانی را کـردم هـر جـا سـراغ رفـتم بـهر خـــواسـتگاری بـا الاغ دخترم مهدی که بینی بی کم و بیش ندارد هیچ جز یه برّه و دوتا میش گفتا که شغل و کارش چیست؟ تــن پــرور یا که بیــعار نیـست؟ گفتم ندانم شغل این مـادر مـرده هـزار تـومن از بانک جایـزه برده غـرّه مشو ای پسر هیچ به مال و منال حرص مزن بیشتر برای جاه و جلال هر که با توست خوب خرت کرده شلوار لی و پیرهن تنگ تنت کرده همچو زنان عاقبت النگو دستت کرده هیچ نفهمی سخن بلکه کرت کرده آن پسر ز بي حيايي مي تراشد ابرو و ريش را صورت بسان زن مي كند در خيابان خويش را دخـتر با لـباس پـسر، فـرو كـشد كيـش را وان دگر جـاي گاو و شتر فـروشد ميـش را چـــــو می شـــود پــسر اســــتوار شــــود از او چــــه کـارهـا آشـــکار مــادر را ز زنــدگانی ســیر می کنی پـدر را زکـوه قـاف سـرازیر می کنی پــسر نبــاید ز پــــدرش قـهر کـند بـا خـیال خـــود گــردش در شـهر کـند آب حسن خود را روان به هر نهر کند نـان و آب را بـه پــدرش زهـــر کند پول خوب است ولی شرم و حیا هم خوب است بـهر ازدواج شـــرع انبیــا هــــم خــــــوب است ای پـسر فـکر عبادت باش بیـعاری مکن درخـیال کسب و طاعـت باش بیکاری مکن خـواهی که پـدر و مـادر خـود رضـا کنی بـاید خانـواده رو با دخـتری آشـنا کنی زن نمیگیری مـگر دیــــوانـه ای گـر نگـیری زن ز دیـــن بیـگانـه ای دخـتران رو دوسـت داریـد از وفــا نـرنجــید آنـان را هـر دم از جــفا هــــر کــه دخــــتری را شــــاد کـرد خــانـه خـود در بهـشت آبــاد کـرد نـــدارد نــــزد حـــق هیــچ مــــلال هــر کــه نیــکوئی نمـایـد بـا عـیال ای زنـان و دخـتران شـادی کـنید همچو سرو و سوسـن آزادی کـنید هـست علـیرضـا طـرفـــدار شمـا علـم و حـجــاب بـــود یـار شمــا زن بــــــود فـــرشـته ای تمــیز نـه باشــد خـدمتکار و نـه کـنیز از دســت مـــــردان بی وفـــا بـر زنـان می شــود ظـلم و جـفا ديـده خويـش گشائيد و بيائيـد بـهوش پنـد گـويم لـطفا آن پـذيـريد بگـوش گـويـمت اي پــــسر شـــتاب كـن بـهر خـود يك دخـتر انتخــاب كـن خـلق گـفتند گشـته ديــــــوانـــه هر مـرد كه دو زن بـرده بخــانـه شوهر خوب چو قند و شكر است اي دختر ورنه خلقت زن بي ثمر است اي دختر دخــتر نـــــدیـدم که مـیل بــازی بکـند بـا مـــادر خــود زبـان درازی بکـند از سختي زمـانه گروهي گـدا شدند دخترا ز بي شوهري به دق مبتلا شدند چـو هـدفـمندی یــارانـه شـد بحـث جـدید وای بـاز هم چـه گـرانی آمــد پــدید گـرچه حساب علـیرضا از همه جـداست لیکن کـــریم هم بنده مفلوک خـداست نظر به عدم استقبال شما دخترا و اعتراض اکثریت به اینکه تو این قحطی شوهر تو رو هم کم داشتیم ؛ لذا مزید بر علت شد تا از دختر بودن منصرف شوم ( حتی یه نفر هم دختر شدنم رو نه تبریکید) لذا با ارائه مدارک و مستندات لازم به انجمن حمایت از پرندگان مهاجر رفته و انصراف خود را رسما اعلام نمودم. آنان گفتند: باید مراحل قانونی طی بشه. با عصبانیّت گفتم یعنی چی؟ من دیگه نمیخوام دختر باشم همین گفتند: دختر شدن چه آسون ، پسر شدن چه مشکل بالاجبار قبول کردم. روسری و چادرم رو مرتب کردم و گفتم: آقا فرمایش کنید چه مراحلی رو باید طی بشه؟ روی کاغذ واسم نوشتند: 1- فیش واریزی به مبلغ پانصد هزار تومان عوارض شهرداری 2- رضایت نامه کتبی از ستاد حمایت از شترهای دو کوهانه 3- پرداخت مبلغ صد هزار تومان مالیات بر ارزش افزوده 4 ممهور کردن برگه درخواست به مهر شرکت اتوبوسرانی اصفهان و حومه موافقت فـراکسیون گـزسازان و آتش نشانی اصفهان از محاسن سیستم اداری ما اینه که هیچ کاری نشد نداره و با پرداخت مبلغی پول راحت میتونی به اکثر اهدافتون برسید. پول پرستی به جای خدا پرستی ملاحظه فرمودید که من هم با پرداخت مبلغ ناچیزی تونستم دوباره پسر بشم حواستون باشه که از بحث خارج نشیم چون ممکنه که از دور خارج بشیم. ابتدا موهایم را فشن می زدم و یه کفش نوک باریک از اونایی که شبیه قایق بادبانیه انتخاب و یه تی شرت رپی می پوشیدم به شکلی که وقتی برم بند کفشم رو ببندم نصف کمرم نمایان بشه زیر ابرو را هم مثه دخترا برداشته و یه شلوار تنگ می پوشیدم که مثلا قد بلند جلوه کنم اما دریغ از اینکه لک لک جلوه میکنم.همیشه حتی موقعی که حمام عمومی یا استخر می روم یه کیف سامسونت که یه مسواک ، یه لیوان و یه حوله داخلشه رو با خود حمل می کردم. خودم را دارنده مدرک دکترا از دانشگاه ماساچوست آمریکا دونسته و ریشم رو هر دفعه با طرح و مدل جدید می آرستم یه بار پروفسوری که شبیه توالت فرنگیه یا مدلهای دکمه ای و گورخری با حرکات ناموزون در خیابان راه می رفتم و همه جا رو نگاه میکردم الّا جلوی پایم. درحالی که در یه آپارتمان 24 متری اجاره نشین بودم با قرض و وام یه خودرو تویوتا خریده و دائم در خیابانها پرسه میزدم غافل از اینکه تویوتا کمری هم که مایه دارها و مردم چاپهای ما باهاش پــز میدن؛ تو کشور بحران زده ای مثه عراق هم بعنوان تاکسی ازش استفاده میشه. و اما یه بلاگ میزدم و خودم را دکتر فرزاد معرفی و کلاس میذاشتم و تو پروفایلم چند تا شماره ایرانسل قرارداه و عکسم رو که با فتوشاپ زیباسازی و ویرایش شده بود در قسمت مدیر وب تعبیه میکردم.به وب دخترا با اسمهای جدید مثه رودیکا یا جودیکا سر میزدم باز غافل از اینکه هیچ کدوم از این حشرات موذی با اسم اصلیشون به نت نمیان. اگه دختری تو آپ (پست جدیدش) چندتایی جک بی مزّه و تکراری هم گذاشته بود کامنت میذاشتم آپ باحالی بود کلی خندیدم. کامنتها هر روز تکرار و در آخر پیشنهاد دوستی میدادم و ازعشق میگفتم و عاشقش جلوه میدادم. به لری( تو صحرای قلبم تو تنها شتری) به ترکی ( از 20 تا کارت پستالی که به شیدا سفارش داده بودم به این شرح:عکس دوتا کرگدن رو یه طرف و طرف دیگه نوشته باشه تو تنها عشق منی ؛ به هر دختر یکی هدیه میدادم .بالاخره هماهنگی لازم تا در پارک نزدیک محلّه همدیگه رو ببینیم. پـسر<< خودش رو مانند دخترا آرایش و یه بشکه عطر رو سرش ریخته>> و دخـــتر<< ساعت و عینک و لباسهای دختر همسایه رو قرض می گیره>> راستی چرا دخترا همش فک می کنند لباسی که دوستشون پوشیده قشنگ تر از مال خودشونه؟؟( البته ناگفته نمونه تو این مدت اندکی که دختر بودم خودم هم همین طرز فکر رو داشتم .) اگه دخترریز هوشی نباشه بعد از خوردن بستنی و ... به بهانه تموم شدن شارژ باطری؛ موبایل پسره رو گرفته و به قسمت پیامک ها رفته می بینه به به!!! جمله عاشقانه تو تنها عشق منی رو واسه محّـدثه ؛ معصومه ؛ فاطمه ؛ مهدیه ؛ سحر ؛ نازنین ؛ آزاده ؛ شیوا ؛ زهره ؛ هستی و نیلوفر و دنیا و عسل هم فرستاده است. چی باعث شده که یه پسر به خودش اجازه بده احساسات یه دختر خوب و پاک رو جریحه دار و بذر محبت تو دلش بکاره و بعد با نامردی تمام دلشکستش کنه و بره با یکی دیگه؟؟؟ آیا فک نمیکنن ممکنه یه روزی بچه خودشون هم به همین سرنوشت دچار بشه؟ یا نفرین .... حالا که پسرا قول دادن دست از نامردی بردارن و دخترا هم توقّعاتشون رو کمتر کنن و روزی سه بار دچار شکست عشقی نشن و مثه بچه آدم با هماهنگی بزرگتراشون برن تو فکر ازدواج من هم بیشتر نمی نویسم و منتظر دعوتتون می مونم.مد نظر داشته باشید که :عشق با دوستی تفاوت فاحشی داره عشق یعنی سوختن برای ساختن . یعنی تقسیم سختیها و شادیها. یعنی پرستش یکدیگر با تمام وجود در عالم یکرنگی و محبت
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 ] [ 19:0 ] [ عليرضا ]
جلو آينه ساعتها ميكردم عمرم را تلف ليك مش مي كردم موهايم را باكنف مـرد رعـنايي اگـر پيـدا شود دخـتري هسـتم كه يـارش مي شوم گر بـود از روزگارش ناامـيد من امـيد روزگارش مي شوم شب برايش مي پـزم شـام لذيذ روز در فـكر نهـارش مي شوم مهـرباني مي كنم با او زيـاد رازدار و غمگـسارش مي شوم ديـر گرآيد به خانه شـوهرم تا سحر چشم انتظارش مي شوم پول و ثروت گر ندارد عيب نيست من عـيال سازگارش مي شوم يا اگـر ماشين نـدارد بي خيال با تمام فـقر يـارش مي شوم مي روم اول پيــاده مـدّتي بعـد يك عـمر سـوارش مي شوم مي زاييدم هفشتا بچّه گـنده و ريز علي و فاطمه ، هوشنگ و پرويز شوهري خواهم نباشد اهل ترياك پــرپــــول بـاشـد خــوب و پـاك كنم بهرش فراهم هرچه خواهد كنم ناز و نوازش تا عشقش نكاهد آخــرين فــرزنـد گـر پـسر بـشه يقين نامش نازنين غضنفر ميشه گر شوهرم دو زن آرد به خانه كـنم ديـــوانه او را بي بهــانـه با چـنين اوضـاع و احــوال عـجيب نيست در اصفهان دختري چون من نجيب ميگيره شـيدا هردم به وبم بهـانه بيـگانه شــدم بـا آهنگ و تـرانه مهديـه مي كنه مدام مرا تهديد خـبر نكردن آپــش را تمــديد شعرهاي بهـاره هميشه زيباست گويد از عشق و آرمبخش دلهاست اي مينا و مليسا كه انجمن داريد خـويش را از خـطا نـگه داريد داغ بــر جـــان مــادر نگذاريد تـوشــه از بـهر راه بــرداريد هـستي مسخره كمتر بكن نيـلو را گـردن زهــره منه ایــن بــو را بخواب آرزو از جايت نخور جم يابي شـوهـر در اين دوره دهم سجاد قصدش حمايت از دين است دشمن اوست هر كه بي دين است برخي زنان بدكار در كوچه ها پلاسند مردان بي تعصب عازم براي لاسند از بهر حسن خلق تا ميشود بكوشيد رخت درست كاري بر قد خود بپوشيد به هر كه مي نگرم ناله اش ز بيكاريست هـر آنچه شنوم نقلـش زگـرانيست بر معلّمين گـشته روزگار خـيره پس كو آن وعـده اسكناس و لـيره عليرضـا شعرت چون شهد و شكر باشد اين شيوه سخن گفتن پر خطر باشد
اگه دختر بودم : اول واسه خودم يه اسم با كلاس انتخاب ميكردم مثه روديكا شايد قشنگ و معني دار نباشه ولي متفاوت و جلب توجه كه ميكنه بعد يه وب ميزدم و تو قالبش دوتا عكس نيمه ناجور تعبيه و عكس يه دختر قشنگ كه قطره اشكي رو گونش مي درخشه رو جاي مدير وب قرار و اسم وبم رو ميذاشتم روديكاي تنهاي تنهاي تنها. تا 28 سال سنم رو 13 ساله مي نوشتم و در توضيح يا پروفايلم خودم رو شيطون و باز تنها و احساساتي و عاشق رنگ آبي و گلبهي قلمداد و غذاي مورد علاقم رو لازانيا معرفي ميكردم . اولين پست وبم رو شاد و طنز مي نوشتم با يه عكس ملايم و بيشتر به وب پسرا سر ميزدم و اونا رو دعوت به آپ ميكردم و بعضا سليقه بخرج داده و آخر دعوتم يا كامنتم چندتا شكلك بوس ميذاشتم و اگه پسري عكسش رو تو وبش قرار داده بود و تيپش هم بدكي نبود مثلا بهش ميگفتم به خودت نگير ولي من عاشق اسم حامدم يا در رتبه بالاتر ميگفتم داداشي قالب وبت خيلي ساده است اگه بهم اعتماد داري پسوردت رو بده تا قالب وبت رو زيباسازي كنم توپه توپ. اين براي شروع ارتباط نسبتا خوبه ولي اگه پسره گفت متاهلم ديگه زيبا سازي رو بيخيال مي شدم شتر ديدي نديدي!!و در منزل هم درحالي كه نماز صبحم رو نميخونم روز اول ماه مبارك رمضان ، بي سحري روزه ميگرفتم تا مامان جونم هم سوژه داشته باشه و دور بره بگه طفلي دخترم بي سحري روزه است ترسم از دست بره .غافل از اينكه خدا يكي روزه هم يكي! از همه داداشي ها حرف شنويي داشتم جز آق داداش خود خودم. و امــــّا متن پست دوم: كاش تنهاييم معنا مي بخشيدي و بيش از نيم نگاهي به كلبه محبت من ميداشتي. زيرا فقط با تو ميتونم از نردبان خوشبختي به صعودم . دلم ميخواد با تو روي آب سر بخورم بگو كه سراب نيست ياا... بگو بگو ديگه(با عصبانيت) ديشب عكس دلرباي تو رو تو آسمون دلم رويت كردم با خودم گفتم در نبود من چيستم يا نيستم؟ كاش دستهايم رو مي فشردي اما نه من جز به احساس گرمي تنت رضايت نميدم . اصلا پدرسوخته خودت سرت نميشه بياي خواستگاري هان؟ بخشايش كن من كم حوصله و بي جنبه نيستم ولي چندتايي خواستگار دارن پاشنه در خونمون رو از جا درميارن. يكي پسرخالمه كه غازپزشكه – پسر عمه ام هم كه خيلي خيلي آقاست مهندس پشم افزاره – پسر دائي جونم هم فوق تخصص متراژ خيابونه (بيكار). بالاخره مادرم ميخواد عروسم كنه. گفتي كي مياي خواستگاري؟( اصلا و ابدا به كسي مربوط نيست كه من پسر خاله و پسر دائي و ... دارم يا نه به شما هم همينطور!!) اگه دوست پسرهام زياد شدند و دروغهاي تحويلي به مادرم از حد پررويي هم فراتر رفت . براي رهايي از زنگهاي پي در پي گوشيم و دادن پاسخهايي مثه: 1-كي بود؟ مامان جون شيدا بود ازم دعوت كرده برم كارت پستالهاي جديدشون رو ببينم – 2-كي بود؟ كمي با صداي بلندتر : آذين جون هكلاسم بود ميخواست در نوشتن پايان نامه اش بهش بكمكم -3- كي بود؟ در حاليكه قدم زنان به طرف حياط مي رفتم: ژالـه بود ميخواست شعر جديدش رو واسم خوانش كنه.بگذريم يه وب جديد مي زدم و مي نوشتم روديكا و حامد يعني نامزد يا عشقي واسه خودم پيدا كردم و بقيه رفع زحمت كنن. حالا به نظر شما صاحبنظران من دختر خوبي هستم. نكات مثبت و منفي رو بهم يادآور بشيد يا بعبارتي منو از راهنماييهاي سازنده تون محروم نسازيد باور كنيد ميخوام دختر خوبي باشم.آخه ميدونيد من اولين باره دختر ميشم.
[ سه شنبه سی ام شهریور 1389 ] [ 20:3 ] [ عليرضا ]
عيد فطر است نور مي بارد رحمت حق وفور ميبارد شـيدا عـيد است وقت غفران است مـزد مخصوص روزه دار است مومنين را زحق نويد آمد هر كه امروز روسفيد آمد زهستي الوداع يا رمضان از تو بوي بهشت بود وزان از تو مسرور روح بي غرضان وز تو شد شهر، پر زصداي اذان نيلوفرايكه بر خالقي پرستنده باز چه گويي با دهان پر از خنده ايهاالناس اجتماع كنيد رفع ضديت و نزاع كنيد ورنه مسجد كليسا ميشه رخنه در شرع انبيا ميشه بارك ا... به فرماندار زنجان كرده ارزان خيال و بادمجان نه براي طلا و ويلا مانده ايم بهر گوشت مرغ معطّل مانده ايم
رضـا بهر خرج اطفال بفروش كلاهت از اغنيا مجو رزق ، روزي دهد الاّهت بيجا مگو تملق اين است اشتباهت تا بود اين چنين بود اوضاع سال و ماهت عليرضا معلوم شد به مسجديان كارهاي تو به محراب مانده جاي فراهم براي تو [ پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 ] [ 14:59 ] [ عليرضا ]
![]() ماه رمضان آمد و شد وقت عبادت آن ماه سفر كرده ز نو كرد اعادت خوبان همه مقرون بخيرند و سعادت بيمار عزيز است نمائيد عيادت گويد شـيدا زپير نصيحت نپذيرم آخر من بيچاره چطور روزه بگيرم گر من نخورم روزه بفرما كه بميرم هرساله درين فصل بود نقش ضميرم هستي و فاطمه حاضر در محضر واعظ گـرد آمـده در دايـره مـنبر واعـظ افـتاده ز اخـلاص به پـاي خر واعظ نـام هـمه ثبت آمـده در دفـتر واعـظ گويد سپيده زكفر چه روزه، چه نمازي فكر شكمم من چه حقيقت چه مجازي از اهل دينم من چه ايراني چه حجازي آخر چه حلالي چه حرامي چه جوازي نگار روزه خوار با نازنین سفره گذارد وين معصيت عـمده به چيزي نشـمارد فوري پدر از مرغ و فسنجان بدرآرد گوئي كه چرا روزه خوري، عذر بيارد مليسا و زهره شب و روز به تغيير اساسند دائـم فـكر فــكل و آرايــش و لــباسـند دخترا با جيب خالي همه جا پلاسند بي عينك دودي احــدي را نشناسند پـسرا در كوي خـرابات خـرابند روز رمضان مست تـرياك و شـرابند علـيرضا مبهوت كه ايمان به فنا رفت اسلام چه شد حرمت قرآن به كجا رفت [ جمعه بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 15:48 ] [ عليرضا ]
ماه مبارك آمد بگذشت مـه شعبان اين ماه مسرّت بخش يـهو شد نمايان ماه صيام،الحق بر ماههاست سلطان بي شك اندراين مه روزي شود فراوان شـيدا گـويد آخر بـه مـاه صيـام بـود خـوردن روزه بـر ما حـرام هـستي گـويد بيـمارم و ناتـوان بگـير ايـن نسـخه را و بـخـوان فـاطمه گفت واي از چـشم درد آزاده بر كشـيد از جگر آه سـرد زهـرا گـويد دارم خـيال سـفر بـبين گذرنـامـه ام و زمن درگـذر مهـديـه گفت بر من سـپرده حكيم بخور روزه خويش بي تـرس و بيـم مـيلاد با اون ريـش طويل و عـريض گفت علي من مـريضم مـريض مـريم بسـته بر پـاي خـود دستـمال كه پـايم شـده زخـم اي با كـمال آوا گـويد مي كنم تـوبه سال آينده امّـا سال ديگه كي مرده و كي زنـده نازنين گويد اي نور ديده، بابا باميه خريده كه بابا جز قيل و قال آخوند چيزي نـديده همه گويند كه ما روزه ديگر نخواهيم خورد سوي باغ و بستان مطرب نخواهيم برد علـيرضـا گويـد اي فـرقه ي روزه خـوار بتـــرســيد از خــــشم پـــروردگار اگـر هم مـريضـيد پنـهان خـوريد نـه در كوچه و دشت و خيابان خـوريد منظور شاعر از بيت : نازنين گويد اي نور ديده، بيا بابا باميه خريده كه بابا جز قيل و قال آخوند چيزي نديده ماه مبارك به شركت در مساجد و گوش فرا دادن به موعظه علماي عظام و روحانيّت معزّز و خوردن باميه و زولبيا و صرفا تحمّل گرسنگي ختم نشه بلكه به فكر مستمندان هم باشيم و خودسازي كنيم و از امر به معروف غافل نشيم . منتها شاعر يا عصبي بوده يا گرسنه شايد نتونسته باشه حق مطلب رو درست ادا كنه كه از همه عذر ميخوام. بتو فرمود همين لطف و كرامت معبود تو كه فهميدي از اين لطف چه بوده مقصود پيرمرد كشاورز كه نمي تونست روزه بگيره به احترام ماه مبارك ديگه براي درست كردن چاي به تـوي يـه جـوي آب كه خشك بود ميرفت. البته از دود آتيش همه متوجه ميشدند. تا اينكه كشاورزاي ديگه ديدن ۶ روزه ماه رمضان تموم شده ولي هنوز اون توي جوي چاي درست ميكنه. يكيشون رفت جلو و گفت حاج اصغر بيا بيرون ۶ روزه ماه رمضون تموم شده . گفت استغفرالله يعني ۶تا روزه هم اضافه خوردم.
[ پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 ] [ 20:1 ] [ عليرضا ]
آمد بزمین حجت حق رحمت رحمان پرنور شد از عارض وی عالم امکان گردید عیان حجت حق مهدی موعود شد سامره خلوتگه خورشید جهان نمود این حجت حق آیت و احکام غریبی است به به مه شعبان چه عجب ماه ظریفی است شب مولـود و جـشن سـرور دیـن مـلائک عــرش را بسـتند آئـین شها مـا از فـراقت بیـقراریم زهـجران جمـالت اشـکباریم ذلیـل و بیکس و بی غمگـساریم تمـام مـردو زن چشـم انتـظاریم وقـت اسـت که از پـرده بـدرائی مجازات هـر ظالم با قـدرت بنمائی گر کفش گران است زکفاش مزن دم تا هست کباب بره از آش مزن دم امروز بجز مسخره رندان نه پسندند علم و هنر و فضل بزرگان نه پسندند گوشت مـرغ هـم ارزان می شود مشکلات درخـواب آسان می شود زنهار ز مجلس و نمـاینده اش مزن دم گر نان تو خمیر است ز نانواش مزن دم ای پــری رخـسار محـبوب القلـوب گر تو میخواهی بگیری نـان خـوب صبر کن از ظهر تا وقـت غـروب گر زنـد شـاطر بفرقت سنگ و چـوب از ما سلام هر دم بر روی آق محمود ای خیر خواه ، مرغ گران است مشهود
لاله در گلشن شود خوشـبو به صبر آدم بـدخو شود خوش خـو به صبر
گـر بهم دادنـد نسـبت از فــساد ورشــــده بـازار رعـیت کــساد از بـرای نـان گـندم غـم مخـور جان من از بهر مـردم غـم مخـور
با خط سبز و قرمز علیرضـا نوشته از دیگران عـروسی از ما عـزا نوشته گــــر بـــاز از گـــرانی دم زنی بــه پــای خود چــوب محکم زنی [ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 16:12 ] [ عليرضا ]
با عرض تقدیر و تشکر از تمامی کسانی که در غیبت من عشق بیدار و عشق خفته را تنها نگذاشتن (ستاره - هستی - شیدا - الهه - نگار- نیلوفر- عسل - رضوان - نقاب و ...) و سپاس فراوان و آرزوی موفقیت از تمامی عزیزانی که در این مدت یادی ازم نکردند. روحشان شاد و یادشان گرامی.
چون هستي من ز هستي توست تا هستم و هسـتي دارمت دوست مادر گوهر گرانبهايی است؛بی مثل در آفرينش شب و روز مــــــــادر مبــــــارك زنان یار مردان جوان، رفیق مردان کامل و دایه ی مردان پیرند. زن یکی از خطاهای قشنگ طبیعت است. زن بود واجب براي زندگي روشن از زن شد سراي زندگي حق نهاد از وي بناي زندگي هست دنــدان آسـياي زندگي ميشود زن باعث طول حيات زن بود شيرين تر از نقل و نبات زن تو را در خانه ياري مي كند زن برايت خانه داري مي كند گرنيايي بي قراري مي كند گر بميري آه و زاري مي كند زن بـراي تو مــرارت مي كشد روز و شب در خانه زحمت مي كشد زن نمي گيري مگر ديوانه اي گر نگيري زن ز دين بيگانه اي اين سخن را خوب ياد از من بگير زن بگير و زن بگير و زن بگير طبق فتوای حجج اسلام حاج آقا یزدانی گرفتن هدیه همراه با تهدید و تحریم و یا از روی اجبار حرام و حکم محاربه با شـوهـر را داراست
در پي تجمع تعداد كثيري از خروسها رو به روي اداره ي اصناف استان لـرستان درخصوص ارج نهادن و اهميت بيشتر به امر حجاب خواستار ممنوعيت مرغ هاي پر كنده( لخت ) پشت ويترين مغازه ها شدند و خواهان برخورد جدي با متخلفين شدند. در يك طرح ابتكاري و منحصر به فرد شهردار محترم تـبريز اقدام به راه اندازي سامانه هوشمندكارت تنفّس با قيمتي نازل در پارك (فضاي سبز) جهت هموطنان ترك نموده تا با صرفه جويي در مصرف اكسيژن، از آلودگي سطح شهر كاسته و به افزايش ضخامت لايه ي ازون كمك شود. شهردار محترم اصفهان به عزيزاني كه در پمپ هاي بنزين به شغل شريف گدايي بنزين مشغولند 24 ساعت فرصت داده تا محل مذكور را ترك و براي رانندگان وانت بار ي كه به فروش بنزين مشغولند ، ايجاد مزاحمت ننمايند. همچنين با همّت مسولين به زودي طرح جايگزيني تاكسي هاي يونجه سوز با تاكسي هاي بنزيني درسطح شهر اجرا خواهد شد. فقط عينك و فكل گشته سرمـايه ام شغل و رتبـه كنكور گشته افـسانه ام عصمت به باد رفت ولايت خراب شد از شرق تا به غرب جگرها كـباب شد از سختي زمـانه گروهي گـدا شدند دخترا ز بي شوهري به دق مبتلا شدند گرچه كاسب بازار، كارشـان زار است ولي جماعت تجّار بارشـان بـار است نــه در فـكر نـانم نـه در فـكر آبــم نــه فـكر حـسابم نـه فـكر كـتابـم نــه كـبابي مـانـده بـاقي نــه تــره گوسـفندي نيـست تـا زايـــد بــرّه شيدا زخون، خنجر مژگان خضاب كن نشنيده هيچكس چو تو مهمان جواب كن نيـلوفر درين خانه بسيار محبّت دارد هـستي خواهرش با او صحبت بسيار دارد شوهر خوب چو قند و شكر است اي دختر ورنه خلقت زن بي ثمر است اي دختر اين رعيت چه نمودست كه جدا از نظر است عايدي زحمتشان نعمت خوان دگر است تا چند كشي نـعره كه قـانون خـدا كو آنكس كه دهد گوش بـه عـرض فقرا كو نـگار هرچه خوري بخور ولي غم مخـور غـصّه و غـم بجـاي نـان كـم ،مخـور مهـلا با ادب باش كه اندر همه جا يابي راه چـو ليلي بـه سـر تخت طـلا بـرآيي ماه رضـوان نــدارد هيچ تـاب امتحان دريغا نمره گردد در باب عالمان به هركه مي نـگرم نـاله اش ز بيكاريست گـرت نيست شـغل چاره اش بيـعاريست گرچه در كسب هنر رنج و تعب مي بايد ليك زن را معرفت و علم و ادب مي بايد مي كـشد حـسرت بـراي پــول نقـد آن پــسر كـه تـازگي كــرده عـقد مـا فقـيريـم و حقـيريـم اي خـــدا صبح در حـسرت نـان و پنيريم اي خدا خــدايا كن لطفي در آينـده بهــار پـسري گـردد بـراي سپیده خواستگار آق محمود ما همگي مخلص ديرين توايم روز و شب منتظر صحبت شيرين توايم آخـركني ز لطف كارت تنـفّس صـادر معلوم گشته مردمـند در اين تجسّس قادر راحت و امن شده صفـحه ي امكان يا نـه؟ خلق شـادند ز تغـيير وزيـران يا نـه؟ هرچه مي خواهي تو من هم آن كنم دعـوت از اصـلاح امّا با قـرآن كنم هـر كسي بـا وب هـستي شـاد بـاشد دل به آرامـش لبـخند زغم آزاد بـاشد سـتاره مـن نمي دانم كنون كيـستم؟ گـر نيم شاعـر بـرگو مـن چيـستم؟ علـيرضا بـاز تـرغيب بر حجـاب كرده دل از غـم مــردم كــباب كـرده
[ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 22:23 ] [ عليرضا ]
![]()
فاطمه بهر شفاعت گر درين دنيا نبود اين بساط زندگاني در جهان بر پا نبود دين و ايماني نمايان اين چنين پيدا نبود هيچ كس بي نور او در راه حق پويا نبود هميشه در بين ائمه اطهار حجاب باطن بيشتر از حجاب ظاهرمورد اهميت بوده و به نظر غضنفر نماينده و حافظ منافع تركها در اين وب ، بهتر است بي حجابي ريشه يابي شود: آيا مشكلات اقتصادي و به طبع آن عدم شرايط ازدواج براي جوانان - عدم تلاش و راهكار مناسب صدا و سيما در فرهنگ سازي مناسب بعنوان مثال يه زن زنداني را در فيلم با چادر نمايش ندهند و يا نقش مثبت و خوب را به افراد غير چادري ... ولي متاسفانه در تلويزيون بيشتر ، افراد فقير و سياه سوخته و با تيپ ناموزون را با چادر معرفي مي كنه. پس غير مستقيم خيلي از دستگاهها ميتونن در شيوع و افزايش بي حجابی دخيل باشند. پس دست در دست هم يك دل و يك صدا پيش به سوي حجاب باطن و حجاب ظاهر اسلامي. حجاب 2 عصمت و عفت ز آداب مسلماني شده بهر عصمت در شريعت حكم قرآني شده رو گرفتن ز شروط مذهب و آيين ما ما مسلمانيم عصمت از شروط دين ما با حجاب از حور بهتر میشود رو سفید در روز محشر میشود شافعش زهرای اطهر میشود قسمتش از حوض کوثر میشود زن که بی عصمت شده او ضایع است صحبت نفس و هوا را تابع است هر زني يا دختري چون چهره وا ميكند خويش را اندر ميان خلق رسوا ميكند اجنبي بر زلف و رخسارش تماشا ميكند ليك درمحشر بدوزخ از غضب جا ميكند مـرد هم بـايد كه با شـــرف باشــد نـــه كه بي عـقل و نـاخـلف باشــد از بي حجـابي هـمه كـردنـد روايت امّـا نيـست راهـكاري درحـد كفايت اندر انجمن جز سخن حجاب ظاهر نيست هيچ كسي را به حجاب باطن ناظر نيست زين خبرهاي پريشان خنده مي گيرد مرا از سكوت اهل عرفان خنده مي گيرد مرا امروز تورا حاضر و آماده اساس است هر روز مـهلا به فكر مد لباس است نــدانيم جــاي عـدالت كجـاست؟ تعصب كجا رفت و غيرت كجا ست؟ چون در رايانه و اينترنت ظاهر شوي چو حاجي تسبيح بدست و طاهر شوي ايخدا حفظ كن اندر همه جا، دولت را دور كن از همه درد و بلا، ملت را از تو خواهيم همه راحت و امنيت را انس و جان از تو گرفتند همه نعمت را امّا چه كنم سيب زميني هزار تومان گشته قحطي مرغ و ماهي و قليان گشته صحبت ازگــراني و بيكاري كـرديم دشمنان را اخـراج به خـواري كـرديم اما باورم نيست كار بر چوب و چماق رسد مـوسـم هجـــر يـار و درد فــراق رسـد بر روي سرخ عليرضا عارض شده از كبودي بر او زنند طـعنه يك دسته از حسودي دل ميخورد از غصّه اين دختران افسوس از زندگي خويش سراسر شده مايوس از فكر كنكور ، به مذلّت شده مانوس با غرّش مادر با كنجي شده محبوس دخترم درس بخوان فصل امتحـان است زين سبب مادر تا ابد مسرور و خندان است اي هموطنان ز راه حق دوري چيست؟ با چشم صحيح معني كوري چيست؟ از وب هستي و آرامش لبخند خوش تر چيست؟ در حضور اهل دل اظهار مطلب بهتر چيست؟ وقت است كه كاه ز گندم جدا كنيم چو هـستي طاعت حكم خدا كنيم چو نيلوفـر خود را به درگه حق آشنا كنيم بـشـتاب اي يار تا طريق تكلف رها كنيم شـيدا اين همه توصيف نـزاكت مكن بي حجـابان را تو زخشم، شـماتت مكن خويش را اي نـگار متصل به قـافله كن لحظه اي چـرت نگو، با خدا معامله كن چو هست رشته اخبار در كف دگري شده درخت خبر درخت بي ثمري هميشه مي طلبد عليرضا از خدا امداد گويد هـانا زبان سرخ سر سبز دهد بر باد گـرم شــد درشـاعـري بـازار تــو سـتاره فـخـر كند بــر اشــعار تــو عليرضا شعرهايت راحت روح است و بس مرهمي بر دلـهاي مجـروح است و بس
[ چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ] [ 17:57 ] [ عليرضا ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||